پارت یازده :

صدای زنگ تلفن که بلند شد فوراً به مهرداد نگاه کردم. طبق معمول توجهی نکرد، انگار اصلا صدایی نشنید!
همون‌جوری که تسبیحم بین انگشتام می‌چرخید با دست به پاهاش زدم!
لم داده بود روی مبل و پاهای درازش باز بود، نگاهشم از گوشیش برنمی‌داشت.
- پاشو! پاشو ببینم!
مهرداد جوابمو نداد فقط زیر لـ*ـب غر زد، وقتی اینجوری غرق صفحه‌ی موبایل می‌شد می‌تونستم حدس بزنم که داره چی‌کار می‌کنه.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهناز

    0

    به بهه مهدی و میلاد و مهرداد وارد میشونند😎😎🔥🔥

    ۱ ماه پیش
  • نیایش

    0

    دوستان گرامی میلاد نامزد داره ها نامزدش بفهمه میلاد داره بین چند نفر تقسیم میشه به دیار باقی میشتافه ! دستت طلا زهرا جان

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    پس چطوره دخل نامزدش و بیاریم تا سر تقسیم بندی مشکلی درست نشه😎

    ۳ سال پیش
  • پانیسا

    0

    آره نمیشه دخل نامزدش روبیاریم😢

    ۳ ماه پیش
  • اسما

    0

    به به حس میکنم پسر عاشق داستانم از راه رسید

    ۶ ماه پیش
  • نازنین زهرا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ایناز

    0

    تا اینجا ک عالیع

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    ممنونم🙏♥️

    ۳ سال پیش
  • ساناز

    3

    نمیدونم چرا ولی حس میکنم میلاد عاشق مینا میشه مهتاب عاشق مهرداد میشه

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    کاش میشد اسپویل کرد 🤣🤣🤣🤭

    ۳ سال پیش
  • آتوسا

    0

    *** *** بالاخره شخصیت مرد اومد .. وای نمیدونم چرا انقد ذوق دارم

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    منم همینطور 😁

    ۳ سال پیش
  • شفق

    2

    مثل همیشه زیبا ، قربون دستت پنجه طلا

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    😍😍🦋🤩

    ۳ سال پیش
  • دخترای من

    2

    بیچاره کمال 😂😂 میلاد اومد آخ جون😉😘 قربون دستات زهرا بانو 🙏❤

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    کمال چوب دو سر طلا 🥺🤦 قربونت🥰🥰🦋

    ۳ سال پیش
  • هیفاء

    2

    چرا حس میکنم پارت کوتاه بود اوف کی فردا بیاد

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    دستم ورم کرد بچه ها نگین این حرفو🤣🤣🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • F

    3

    همه میگن میلاد یا مهرداد ولی من میگم جنه بشه مجنون😂😂🚶 ♀️🗿

    ۳ سال پیش
  • آنیسا

    4

    وای دقیقا منم دوس دارم جنه عاشق دختر بشه و همینطور بالعکس😂😂♥️

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    ولی گایز این قضیه هیچ جوره تو کت من نمیره 😶 با اطلاعاتی که من دارم و تجربه هایی که برام تعریف شده خیلی فاصله داره🥲

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    🤣🍂

    ۳ سال پیش
  • ...

    4

    اووو نمیدونم چرا از این میلاد خوشم اومده😂😍

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    می تو🙂💜

    ۳ سال پیش
  • ⁦(:

    3

    چرا پارت امروز کوتاه بووود😭

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    کوتاه بود؟🥺🥺🥺🥺🥺

    ۳ سال پیش
  • حامی

    2

    چرا من دوس دارم مهرداد عاشق مینا بشه

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    شاید چون خیلی دختربازه عاشق شدنش جذاب به نظر میاد... ولی باید ببینیم چی پیش میاد در ادامه...

    ۳ سال پیش
  • الناز

    2

    فکرنکنم این مهرداد نظری هم به مهتاب کنه محلش، نده با ترانه دوست بشه🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    مهتاب بیچاره که فعلا از همه جا بی خبره وقتی بیاد ببینه وضعیت و برگاش می‌ریزه 🍂

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️