پارت هفتاد و نهم :

سرش را پایین انداخت و جوابم‌ چیزی جز هق هقش نبود. اگر‌ بگویم‌ دوباره داشتم جان می‌دادم دروغ نگفته‌ام!
دست‌هایم از دور یقه‌اش شل شد و آرام آرام پایین افتاد. با چشم‌های اشکی‌ کنار او روی زمین نشستم. تمام تنم بی‌حس شده بود و چشم‌هایم می‌سوخت.
سنگینی دست‌هایی را روی شانه‌ام حس کردم. تند تند تکانم می‌دادند اما من با اشک‌هایی که گونه‌ام را خیس می‌کردند به تابوت و استخوان‌های

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهه زندگی

    3

    😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۶ سال پیش
  • دختر طبیعت

    6

    خدا کنه این اتفاق برای هیچ *** ن دختر ن پسر نیاد اخه خیلی درد زیادیه بلاخره جسم که نیست اگه در داشته باشه بازه مسکن دردش آروم سه این درد درد روحه. درد روح خیلی دردش بیشتر از دردجسمه⁦ ⁦⁦⁦(。ŏ﹏ŏ)⁩

    ۶ سال پیش
  • آتنا

    3

    آخی طفلکی پریزاد راست میگه اینا با همین رفتارشون هرروز آنوشا رو میکشن امیدوارم زودتر باور کنن 😭😭🥺

    ۶ سال پیش
  • S

    7

    هر پارت که میگذره از این امیر بیشتر حرصم میگیره د آخه پدر صلواتی یه دختر ۱۸ ساله که خانواده داره و .. .مگه بیکاره بیاد این همه ریز به ریز جزییاتو بت بگه و جنازه ابجیتو بت نشون بده آقا تازه میگه دسیسه

    ۶ سال پیش
  • مریم

    4

    پری دیگه نمیتونه مثل آنوشا با دوستای آنوشا عشق اون ارتباط داشته باشه چون سنش باید۳۸باشه ولی۱۸سالشه وخیلی درد داره که نمیتونی با عزیزانت اونطور که میخوای ارتباط داشته باشی برادری که ۴۸سالشه ولی پری۱۸😔

    ۶ سال پیش
  • مریم

    6

    بهترین رمانه چطور بگم طوریه که نمیدونی حتی یه قسمت بعد چی میشه دلیل کشته شدنش؟ به عشق قدیمیش میرسه یا مردی که داره به اون تو پیدا کردن قاتلا کمک میکنه؟ به نظرم بهترین رمانه و قلم نویسنده عالی😍

    ۶ سال پیش
  • سارا

    12

    بنظرم امیر آخرش باور کنه ولی واقعا نمیتونم جای پریزاد باشم خیلی سخته من که نمیتونم تحمل کنم باید ببینم چی میشه ممنون خانم نویسنده عالیه رمانتون👌😊

    ۶ سال پیش
  • Hesel

    13

    آخی بیچاره پریزاد😔

    ۶ سال پیش
  • الی

    21

    خیلی دلم برا پری میسوزه از یک طرف از امیر حرصم میگیره از طرف دیگه هم بهش حق میدم باور نکنه اما این وسط پریه که داره زجر میکشه😔☹

    ۶ سال پیش
  • ?دلسا

    13

    دلم برای پری میسوزه این امیر بااین همه شواهد دیگه باید باور میکرد نویسنده جان بعد ۲ روز پارت گذاشتن حداقل یکم پارت رو طولانی تر میکردی 🌷👽

    ۶ سال پیش
  • بنده خدا

    17

    بیچاره انوشا واقعا موقعی ک خودمو جاش میزارم و فکر می کنم داخل تابوت، زیر زمین نمی تونم نفس بکشم و...واقعا عذاب اوره!شاید تناسخ چیز عجیبی باشه ولی امیدوارم باورش کنن و بیشتر از این سختی نکشه

    ۶ سال پیش
  • S.A

    17

    آخه ی چرا باورش نمی کنن خیلی سخته کسی باشی که هیچ *** درکت نکنه وجودتو باور نکنه.😔 اینم خیلی سخته که از بی نفسی بمیره تو یه تابوت زیر خاک... چقدر این روح سختی کشیده

    ۶ سال پیش
  • دختر جنگل

    26

    ان شاءالله امیر زود تر باور کنه... ولی سخته باور همچین چیزی، پس اینکه اگه تا حالا باور نکرده،خوب حق داشته🙌🏻🤟

    ۶ سال پیش
کپی شد!