زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر) به قلم مریم بهاور84
پارت سی و ششم :
رو کرد بهم:
- نمیتونم بزارم حافظهاش برگرده شهاب. اگه حافظش برگشت، فاجعه ده سال پیش دوباره تکرار میشه. اونموقع دیگه نمیشه کنترلش کرد. تبدیل میشه به یه روانی قاتل و هرجا بره آشوب به پا میکنه.
لب زدم:
- اشتباه نکن آرمان؛ سام باید برگرده. تا کی میخوای هویتش رو مخفی کنی؟ چهقدر دیگه میتونیم زندونیش کنیم تو خونه؟ اگه بخواد بره چی؟ اگه ماهان و مابقی دشمناش بفهمن زندست و
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
Moneli
00وای خوداااا🥲🥺
۳ ماه پیشایدا
10واییییی ذوق مرگگگگگگ😂🥺مرسی ک پارتا رو طولانی تر کردییییی
۲ سال پیشهانیه
20اصلا من عاشق آرمانممممم😂😂
۲ سال پیشfarima
10آخی!😂
۲ سال پیشدریا
30واااای بلاخره آرمان فهمید انقد زوق دارم کاش رخشاهم زودتر بفهمه 😍❤️❤️
۲ سال پیشنسترن
10خیلی ممنونم ازت نویسنده ♡♡♡♡ خیلی رمان قشنگیه پر از هیجان امیدوارم همینجوری با قدرت به نوشتن ادامه بدی♡
۲ سال پیش...
20وااااای احساساتم فوراااان کرررد
۲ سال پیشکوثرررر
20وای آرمان فهمیدددددد
۲ سال پیش
محبوبه
00چرا پارت ها قفله باز نمیکنه