پارت بیست و سوم :

#رها

خانم پارسا قوطی کمپوت به دست اومد طرفم و با غرغر گفت:
-بچه جون خوب گوش کن.این کمپوتو تا آخرش میخوری.
کلافه نگاش کردم که اخماش کشید تو هم و همین باعث شد دهناد بخنده:
-رها مامان من حرفش یه کلمس!باید تا ته بخوری یعنی باید تا ته تهش بخوری، راه در رو هم نداری!
با همون صدای گرفتم به خاطر سرماخوردگی گفتم:
-ای بابا به خدا من میل ندارم خانم پارسا.
خانم پارسا:
-چی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    به نظر من آراز نباید اون موقع می گفت که رها رو دوست داره چون رها باور نداشت تو شرایطی نبود که باور کنه

    ۱۱ ماه پیش
  • اسرا

    0

    به نظر من بهزاد باید بیشتر صبر میکرد تا حال رها بهتر بشه بعد بهش بگه چرا مادرت مرد و از این حرفا یهو اومد به رها گفت که مامانت چرا مرده و رها خودش حالش خوب نبود که با این حرف بدترم شد

    ۱۱ ماه پیش
  • رها

    0

    عالی خوب بود ممنون از نویسنده این رمان

    ۱ سال پیش
  • ژیلا

    0

    عالی بود مرسی

    ۱ سال پیش
  • ژیلا

    0

    عالی بود مرسی

    ۱ سال پیش
  • شادی

    1

    به نظرم بهزاد کاره بدی کرد که تو این موقعیته بدی که آروشا داشت واقعیتو بهش گفت ،آروشا هنوزم عزاداره اوستا بود و حاله مساعدی هم نداش که بهزاد این زمانو برا گفتن حقیقت انتخاب کرد.یکم درک خوبهヅ

    ۵ سال پیش
  • سروین

    26

    نویسنده عزیز،امیدوارم از نظرم ناراحت یا دلخور و...نشی،ولی خب کاش یکم از زندگی واقعی آدما میگفتی،رها باید یکم درک میداشت که مادرش خودشو فدا کرده که اون بجاش زندگی کنه،ن این که تا واقعیت و فهمید

    ۵ سال پیش
  • سروین

    18

    ادامه..قصد خودکشی کنه،کلی انسان هستن توی این جامعه که تن به هرکاری میدن که بتونن زندگی کنن،یک آینده قشنگ داشته باشن،ادم باید هدف داشته باشه،بجنگه برای هدفش،تلاش کنه،توی این رمان فقط من نامیدی دیدم

    ۵ سال پیش
  • سروین

    17

    ادامه..وقتی کلی اتفاق وکلمه های قشنگ هس چرا،بد؟چرانمی خوایم به خوبی ها فکر کنیم،چرارها نمی خواد مثبت فکرکنه؟به نظرم داری مثل رمان اخرین بودسه پیش میبریش، ولی خب اینجاازگذشته هم میگی و خب یکمی با تغیر

    ۵ سال پیش
  • عسل

    17

    سروین جان ببین من وقتی یه رمانو میخونم خودم روجای شخصیت ها قرار میدم الان موقعی که خودم رو جای رها قرار دادم به نظرم رها حق داره... اره رها میتونه مثبت فکر کنه ولی دست خودش نیست شرایط خیلی بدی داره

    ۵ سال پیش
  • عسل

    10

    به خاطراینکه رها مادرش مرد،پدرش مرد واز خانواده مادریش خبرنداره تا بعد از مرگ پدرش فهمید البته کمیش رو خیلی سخته حرفات منطقین ولی رها هم حق داره

    ۵ سال پیش
  • سروین

    10

    گلم،بیا یک طور دیگ نگاکنیم،درست رها توی یک شرایط سخت و..بود،ولی وقتی یک آدم عاشق میشه.برای رسیدن یاحتی دیدن عشقشم که شده،همه سختی هارو تحمل میکنه،توی این رمان یا عشق رها واقعی نیس یا هم....

    ۵ سال پیش
  • سروین

    17

    جدای همه ی این اتفاقا،ولی یک نکته خوب داشت این پارت....اونم این بود که بالاخره آراز کوتاه اومد می خواست به طرف رها بره و شانسشو امتحان کنه ، این خیلی خوب بود.

    ۵ سال پیش
  • Aynaz

    11

    هرکسی هم که به جای رها باشه در اون زمان اطرافیانشو از یاد میبره چه اون فرد اراز باشه چه بهزاد

    ۵ سال پیش
  • ایدا

    8

    به نطر من اوستا باید سر مسئله جدی تری میمرد نه اینکه دخترش رفته اردو سکته کنه مگه رها بچس از جمله حق با اقای سروین هم هست ولی خب یه جاهاییم کمبود زندگی کار دست ادم میده خب به فلاکت میکشه

    ۵ سال پیش
  • دختر الماس

    6

    سروین جان اگه خودت و جای رها بزاری توی همچین موقعیتی میتونی به عشقت فکر کنی؟ مخصوصا اینکه آراز اصلا با رها خوب رفتار نمی کرد یا حداقل با کار هاش بهش نمیفهمونده که اونم بهش بی میل نیست خب سخته باید

    ۵ سال پیش
  • دختر الماس

    2

    خودت و جاش بزاری تا بتونی درک کنی تا همچین درد و شک بزرگ و هضم کنی واقعا سخته

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    0

    سلام مخسا جونم💓❤خواهش می کنم زود تر پارت بزار من از کنجکاوی می میرم اگه هفته ای سه یا چهار پارت بزاری که عالی می شه انصاف نیست که همش هفته ای دو پارت بزاری ولی بهترین رمانی که خوندم همین رمان بود 🤩

    ۵ سال پیش
  • Melika

    0

    مثل همیشه عالی. واین که رها واقعا حق داشت نه اینکه درک کنه درکش واسه ما سخته

    ۵ سال پیش
  • ایلین

    3

    جای رها نیستین هرچند یه شخصیته اما رها حق داره بخاطر اینکه رمان رو درک کنی و بفهمیش باید خودتو بذاری جای رها

    ۵ سال پیش
  • عسل

    1

    ولی من درکش میکنم چون پدرومادرم رو ازدست دادم ولی یه نفر رو دارم که همه زندگیمی

    ۵ سال پیش
  • مهسا

    1

    رمان عالیه فقط پارت زیادتر بذارید خیلی کمه

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    1

    سلام مهسا جونم 💓❤خواهش می کنم هفته ای چهار پارت بزار انصاف نیست که همش دو پارت😐 و این که پایان این رمان خوش باشه مثل جلد اول غمگین تموم نشه ولی مرسی 💋💋

    ۵ سال پیش
  • .......

    1

    سازنده تو را جان مادرت پارت بعد رو زودتر بزار دارم میمیرم از کنجکاوی.....

    ۵ سال پیش
  • سپیده

    2

    عزیزم هم پدرش و از دست داده هم فهمیده دلیل مرگ مادرش خودش وهم کسی رو نداره شکه بزرگی براش

    ۵ سال پیش
  • Paria

    3

    خیلی خوبه دسته نویسندش درد نکنه لطفا پارت هارو هفته ای سه بار کنید...ممنون

    ۵ سال پیش
  • سارینا

    1

    مهساجون میشه رمان بیشتر بگذاری مردم از کنجکاوی بعد نمیشه رمانت رو از *** اینستاگرامت خرید

    ۵ سال پیش
  • محدثه

    5

    رهاااااا دیوونه شده🤐😮😲😲😲😲زده به سرش

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!