زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر) به قلم مریم بهاور84
پارت سی و چهارم :
اون دوتام عین دیوونهها شروع کردن به دویدن.
دور تا دور پذیرایی میدویدن و خونه رو با صدای بلند خندشون رو سر گذاشته بودن.
حتی متوجه لبخند محوی که با تماشای اون به لبم اومده بود نشدم.
روحیه و صفاتش... حتی نگاه کردن بهش اوج شیطنت تو وجود آدم رو بیدار میکنه.
نیما خودش و انداخت رو گردن شاهین.
شاهین تعادلش رو از دست داد و افتاد. نیمام تمام قد افتاد روش.
سیاوش ایستاده کنار
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
susan
10آره لامصب خیلی کیوت چه شده پسرم از طرفی دوس دارم سام دیو برکرده از طرفی نمیخوام این کیوت بره.جفتشون و دوس دارم خداااع😪💛
۲ سال پیش..
00دمت گرم تا باشه ازین پارتااااااا😐😂ولی سام دیو خعلی بلا شده عا
۲ سال پیشهانیه
00به به پارت طولانی مرسی نویسنده جون😍🤗
۲ سال پیشبرکه
20دیو و دلبر♥🥺🥀من دیگه نمیتونم تحمل کنم توروخدا زودتر کاملشو بزار و خواهش میکنم سامم بشه همثن سام قبلی😍😍😍😍
۲ سال پیشfarima
30دیو و دلبر❤️🥺
۲ سال پیشسمیرا
30هعیییی سام
۲ سال پیش
زهرا
00عالی بوووووووود