پارت سی :
ساعتی بعد هر دو از مطب بیرون آمدند و سوار ماشین شدند. نیهان به صندلی تکیه زده و نگاهش به خیابان بود. موزیک ملایمی پخش میشد و حسام مشغول رانندگی بود که متوجه موتور سیکلتی شد. از وقتی نیهان گفته بود برزو تعقیبشان میکند، بیشتر حواسش به اطراف بود. حین رانندگی، آهسته گفت:
- نیهان برنگردی به عقب نگاه کنی! از آینهی جلو ببین، این موتورسوار رو میشناسی؟
نیهان تکیه از صندلی گرفت و کمی
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آزاده دریکوندی
0ووویییییی سلام به زرناز گوگولی چهار سال پیش😍💚💚💚
۱ سال پیشZahra
2عالی🥰❤
۵ سال پیشمروا
7مث همیشه عالییییی حسام چقدر مهربونه
۵ سال پیشحاتم
6مرسی نگار چمن کاشتی خخخ
۵ سال پیشMs. X
9الان احتمال اینکه باهم ازدواج کنن بلال تر میره اما باید ببنیم نویسنده چ آینده ای رو برای نیهان و حسام درنظر گرفته دستت طلا نگار جون عالی بود
۵ سال پیششینا
19بنظرم حسام نیهان رو بخواتر اصلان پلیس عقد می کنه ( ممنون نگار جون گل کاشتی)
۵ سال پیشNafas
10منم نظرم همینه😂👍
۵ سال پیشSARA
18اونایی ک پارتای اول می گفتن رمان تکراریه و اخرش قابل پیش بینیه کجان؟ نگار جان رمانت عالی و بی نظیر و قلم حرفه ای، من اصلن از رمانای شخص سوم خوشم نمیومد ولی رمانای شما فرق می کنه و ب ادم حس خوبی میده
۵ سال پیشNegarr
39میگم احتمال داره حسام عقدش کنه که اگه پلیس هم خبر کردن نگن چرا این دوتا با هم زندگی میکنن و کلا حسام جلو قانون هم بتونه کمکش کنه
۵ سال پیشآهو
10شاید هم پدرش رو پیدا کنه کی میدونه چی میشه عالیه رمانت نگار جون و صد البته غیر قابل پیش بینی
۵ سال پیشرومینا
10جونم چه رومانتیک شد 😜😘😙😍
۵ سال پیشآنیم
18مرسی نگار جون عالی بود بازم😉 اونجایی که او مرد با حسام درگیر شدن اونجا خوب بود 👊👊 مرسی واقعا 😘😘😘
۵ سال پیشرکسانا
20من که عاشق نیهانم مرسی نگار لایک داری والا
۵ سال پیشدینو
22چه رمانتیک شد😂😂😂 این منشی بشه چی میشه😂😂😂خداکنه هیچ اتفاقی نیوفته
۵ سال پیشهستی
24مثل همیشه عالی بود ممنون نویسنده عزیز🌺 فقط نویسنده میشه بگی کلا چند پارت میشه این رمان؟؟
۵ سال پیشمریان
17عالیهههه 😘😘😘❤️
۵ سال پیشTeresa
33عالییییییییی خب نیهان که دختره پلیس میفرستتشون پزشک قانونی همینطوری از راه نرسیده بهشون تهمت نمیزنه این از این
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Zarnaz
4عالیییییی مرسیییی💜😍😘