پارت ششم :
وکیل مدافع با همون چشمای بهتزده ایستاد و بلند گفت:
- اعتراض دارم. حضور شاهد و رد میکنم.
قاضی اخم در هم کشید:
- شما از قبل حضور شاهد و پذیرفتید. بنشینید و سکوت کنید.
ایستادم و قدم از قدم برداشتم.
- جناب قاضی اگر که ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

..
0عالی واقعا خوشم میاد از این رمان لطفا با ژانر های اینشکلی بنویسید