پارت بیست و هشتم :

غرولندکنان از اتاق بیرون آمد.
- چخبره اینقدر قهوه می‌خوری! دلم پوکید واسه یه لیوان چای دیشلمه.
کنارش روی کاناپه نشست. حسام پا روی پا انداخت و تکیه زد:
- خُب، می‌شنوم. تو رستوران چِت شد یهو؟
دخترک مغموم جواب داد:
- بی‌خیال...
- جواب من‌و بده دختر!
با انگشت لبه‌ی فنجان کشید و خیره به فنجان بود. نفسی سنگین از سینه بیرون داد و مردد نگاهش کرد.
- ببین حسام اگه تمام عم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رکسانا

    0

    حامد سپهری چرا برام آشنا بود اسمه😀😅😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • شیوا

    6

    وویی هوس دمپخت کردم😋 منم عشق دمپختم با سالاد وترشی و ماست و واییی نگم بهتره دلم قار وقور کرد😣😁

    ۵ سال پیش
  • شیوا

    6

    واییی اجی نگار عزیز دلم هرچی رمان جلوتر میره من یکی بیشتر عاشقش میشم اصلا در یک کلام عاااالییی😍😍😍😘😘😉😉به قول نیهان دمت گرم خیلی مشتی به مولا😂😂😄😍😍

    ۵ سال پیش
  • Bahar

    9

    بچه ها حامد همو دکتر عمومیه اس ولی فک کنم ی ربطی داشته باشه ب این داستان

    ۵ سال پیش
  • سوگند

    4

    فکر کنم در ادامه رمان حامد داداش نیهان هست. رمان عالی مرسی نویسنده😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • شیطون دختر

    2

    عالی بود 😁 دستت طلا😉🤩🤩

    ۵ سال پیش
  • zeynab

    7

    عالی بود مرسی نگار جون❤😻 حامد کیه خواهشا بگین🤔😕😕

    ۵ سال پیش
  • Samin

    7

    خداکنه برزو و اون اصلان نیهان مجبور ب از پشت خنجر زدن نکنن😐😐 ممنونم نگار جون پارتات طولانیه خیلی خوبه

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    6

    خوب شد که به حسام گفت این رمان عالیه ممنون نگار جون راستی دوستان حامد کیه؟؟؟😁😮

    ۵ سال پیش
  • هستی

    7

    کاش ازدواج کنه باهاش کااش ههیی😔💔😂

    ۵ سال پیش
  • حاتم

    7

    چرا گیر دادین خواهر و برادر شاید هر دو غریبه باشند

    ۵ سال پیش
  • دلی

    13

    اومای گااااااااااااااااد🤤 و هم اکنون آمپرغیرتی نیهان بالا مرود💪🏻😐

    ۵ سال پیش
  • آروشا

    5

    عالی مثل همیشه ♥️😘

    ۵ سال پیش
  • Ms. X

    17

    اگه باهم بخطر اصلان ازدواج کنن احتمال اینکه خاهرو برادر باشن میاد پایین 🤩

    ۵ سال پیش
  • مریم

    11

    خاهر برادر نیسن همه رمانا آخرش پسره با دختره ازدواج میکنه😆💜🙂

    ۵ سال پیش
  • دخی بی احساس

    12

    خوب شد که به حسام گفت ولیییی فقط غیرتی شدنش😂😂😂 ولی خدایی حسام و حامد اومممم داداش در بیاد چی؟ سنی یکی از عضو های خانواده اصلیش😱😱😱

    ۵ سال پیش
  • تارر

    6

    حامد کیه

    ۵ سال پیش
  • آرمیتا

    6

    خوب بود ک نیهان گفت ب حسام 😃 این پارت چیز جالبی نداش مرسی 😍😘

    ۵ سال پیش
  • Pari

    2

    سلام عالی ممنون ازنویسنده محترم به نظرمن خواهروبرادرناتنی هستن مادرحسام بعدازاینکه حسام و ولش کرده رفته بابابای نیهان ازدواج کرده

    ۵ سال پیش
کپی شد!