پارت صد و شصت و چهارم :

و این متفاوت بودن دیدها، آزار دهنده‌ترین چیز برای ایوان بود.
او دنیای لطیفی داشت...
- درسته...
با شصتش روی دست آنابت را نوازش کرد.
- نمی‌خوام ناراحتی پیش بیاد.
می‌خواست و این ناراحتی بیشترین لذت را به او می‌داد.
خودش به زودی آن ناراحتی را پیش می‌آورد.
این بار نتوانست جلوی پوزخندش را بگیرد.
آنابت با دیدن پوزخندش حس بدی گرفت!
از آن همیشگی‌ها نبود.
ایوان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • پشمک

    2

    عالییی فقط لطفا اخر اینو تلخ تموم نکن خواهش میکنممم

    ۴ سال پیش
کپی شد!