پارت هفتاد و هفتم :

تا اومدم برگردم دیدم یه چیزی شبیه روح از کنارم رد شد. شالم رو درست کردم و برگشتم که آویز رو با یه من اخم دیدم.
- برو تو ستایش.
- ولی ماما...
جدی تو چشماش نگاه کرد.
- ستایش؟
دختر بیچاره سرش رو پایین انداخت و بهشون پشت کرد و اومد تا بره تو خونه. از کنار من که رد می شد نگاهی بهم انداخت و من لبخندی برای دلگرمی بهش زدم.
- بیا اینجا...
- ولی داداش گفت...
خواستم بگم داداشت غلط ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اوا

    4

    خدا بخیر کنه همدیگه رو نکشن صلواااات😁

    ۵ سال پیش
  • ۰

    12

    فقط اونجا که گفت مطمئنم نقشه ی ازدواج دخترشو با اویز گشید🤣

    ۵ سال پیش
  • のarყa

    20

    بارالهاا شکرت ک من عمه ندارم😂😂😂😐البته ب اندازه عمه های ویانا خاله دارم😦😂هرکی بخاد شیش تاشو بهش میدم اون دوتا هم اشانتیون میدم بهش😎😌😂

    ۵ سال پیش
  • رز

    3

    دسخوووووووششششش😉😌😌😌😌

    ۵ سال پیش
  • شیطونک

    10

    معلومه واران عاشق ستایش میشه

    ۵ سال پیش
  • حنانه

    8

    عمه های ویانا خیلی چیزن یعنی چیز ها بی تربیت ها

    ۵ سال پیش
  • ؟؟

    8

    درسته که میتونست رفتارش ملایم تر باشه ولی اگه کسی بیش از بیست سال تو سختی بزرگ شده باشه والان خانوادش بیان این رفتارش منطقیه

    ۵ سال پیش
  • نفس

    5

    خوب به نظرم رفتار اویز تا حدودی منطقی بود باهاشون اما ملایم ترم میتونست به هر حال درصد خیلی کمی از ماها تو این شرایط میتونیم باشیم پس قضاوت سخته

    ۵ سال پیش
  • تی تی

    5

    واییی مننن مردممم عالییی بود اون نقشه ازدواج خیلی خوب اومد ویانا دمت گرم خانم ابدارچی

    ۵ سال پیش
  • هانیه

    11

    واااای این عمه هاشون چ فیلمینننن😶😶خیلی جذاب شد خیلی ممنون امنه جون❤

    ۵ سال پیش
  • بتوچه ?

    7

    رمانتون فوق العاده است منکه یکی از طرفدارای پر وا قرصشم😍😍😍😍😍😍💝💗💗💗💗💗💗💗💗💗💖💖💖💖💖💖💖💙💙💖💖💙💙💖💙💙💖💖💙💖

    ۵ سال پیش
  • Princess

    3

    من اگه جای مامان آویز بودم مثل آویز باهاشون رفتار میکردم😐😐

    ۵ سال پیش
  • دخی بی احساس

    9

    اخخخخخخ منو مامانم پاک پاکیم خخخخخخخخخخخ ینیااااا حال کردم ایول آمنه جون

    ۵ سال پیش
  • ^~^

    8

    از عمه هاش و باباش و واران و عموهاش و کلا طائفه باباش بدمممممم میاد:/ آویز تو بدبختی بزرگ شده خانواده نبودن حالا ادعا خوبی و خانوادگی دارن🙄😑

    ۵ سال پیش
  • ???ب ت چ

    5

    خدایی رمان خیلی خوبیه و صد البته خنده دار منکه انقدر خندیدم مردم 😂😂دستت طلا خانوم نویسنده من خودمم رمان می نویسم و ژانر طنز خیلی دوست دارم

    ۵ سال پیش
  • هستی

    2

    من دو تا عمه دارم که یکیش از من ۵ سال بزرگتر با اون راحترم خاله هام هم خدارو شکر با اونا هم راحتم ولی این عمه کوکب خیلی آدم نچسبی 😒ولی در هر حال این پارت عالی بود

    ۵ سال پیش
  • عسل

    5

    بازم مث همیشه عاااااااااااالی بود اما لطفا پارتارو بیشتر کنید خانم ابدار عزیز ممنون😍🥰

    ۵ سال پیش
کپی شد!