پارت صد و نهم :

- تو اصلا مگه به رکسانا هم فکر می‌کنی؟ حتما می‌خوای برش گردونی که شب عقد آبروت پیش فک و فامیل‌هات نره!
بعد فنجانش را از روی میز برداشت و جرعه‌ای نوشید.
جاوید چینی برجبین نشاند و براق گفت:
- مگه ندیدی هرکاری تونستم کردم؟
راضیه با گلوی پر بغض فنجانش را محکم روی میز کوبید که رومینا ترسیده از جا پرید.
- نه! تو فقط خون به جیگر من کردی... هی راه به راه میگی آبرو، آبرو؛ آبروی که ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تی تی

    4

    من که میگم هستی دختر جاوید نیست و اینجا کیان میره دنبال رکسانا و از هستی جدامیشه

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    1

    شاید راضیه هم ی چیزی میدونه نمیگه 🤔

    ۴ سال پیش
کپی شد!