شیرشاه - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت هفتاد و هفتم :
خشک شده نگاهش میکردم
ویکتوریا مبهوت غرید:
_چی!
آروی به سمتش چرخید، نگاه نافذ و بی حسش را به ویکتوریا دوخت زد:
_مشکلی وجود داره!؟
ویکتوریا با دستان مشت شده تقریبا داد زد:
_هیچ معلومه داری چیکار میکنی!؟
آروی یک تای ابرویش را بالا انداخت
_بیار پایین!
ویکتوریا با حرص و گیجی غرید؛
_چی؟
آروی خونسرد و جدی لب زد:
_صداتو!
تقریبا صدا از هیچ کس درنمیامد،
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
هانیل
2خب خداروشکر ویکتوریا هم دکمه ش زده شد😂🤌
۴ سال پیشاسما
2یعنی میشه ویکتوریا بره به خاک سیاه ازش متنفرممممممم ایوللللل اروییییی😍😍😍😍😍
۴ سال پیشباران
1عییییییی رسیدیم به قسمت خوب ماجرا ویکتوریا جان ننه، برات آرزوی موفقیت میکنم عزیزم
۴ سال پیشمبی
1یس یسسس. همینههههههه دوسسسس داشتمشششششش
۴ سال پیش.
5بینظیرهههه الانِ که غش کنممم ♡
۴ سال پیشHASTI
8ویکتوریا تمام شد 💃😂راز اروی حالاا کنجاوی اورده😂 خیلی خفن ویکتوریا رو حذف کرد دلمو خنک کرد😃😅😂 عالی بود😊
۴ سال پیشزهرا
4تاماااااممم ویکتوریااا حذففف شددد حقشههه
۴ سال پیشسانیا
3وای کاش دیگه آشتی نکنن
۴ سال پیشمیساا
6وااووووو چه خفن دلم خنک شدا حالا بیا و صبر کن تا راز اروی رو بفهمیم
۴ سال پیشکیانا
7تازه شروع داستانهههههههه
۴ سال پیشHana
12راااااز واااو عالی شد الان باید استرس و خماری راز آرویم بکشیم😂💔 تسنسمثنثنثمیمیمیمی عجب چیزی شددد پشمااااام خ خوب بود دلمان بسی خنک شد😂✌🏻
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Nfs
0آخ مرجانی زدی تار و پوت کردی ویکتوریا عنووو اروییی خفنننمون✨✨✨ ایزابلللل🥵❤️ امیدوارم ویکتوریا دوبارع نیاد و کامل حذف شده باشههه راز اروی حالا بیا و پیدا کن از ی جا خوشحال میکنی از ی جا کنجکاو مرجا