طالع دریا به قلم مرجان فریدی
پارت هفتاد و هفتم :
با بهت ب میلاد نگاهی انداختم.
میلاد گیج گفت:
-میشه یکی ب من بگه هیپنوتیزم چ کوفتیه؟
نجلا لبخندی زد و ب سمت اتاق گوشه سالن رفت.
در و باز کرد و به ما اشاره کرد:
-بفرمایین.
هم زمان با میلاد ب سمت اتاق رفتیم و دوشادوش هم وارد اتاق شدیم.
اتاقی با دکوراسیون آبی سفید و گلدون های رز سفید و آبی که خیلی قشنگ روی میز کار و میز کوچیک بین مبل ها قرار داشت.
با اشاره نجلا روی کاÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
0دوستان میشه لطفا اسممم شخصیت میلاد رو بگیددد لطفاااااااااااا💔🥲🥲🥲🥲🥲🥲
۵ سال پیشترانه
44خود مرجان جون تو کانال ویس داد گف مادرش آخرای بارداریه و فشار خونش بالاس و همش بیمارستانه این رمانم چون آنلاین مینویسه اون یکیارو یه مقدار. بیشتر نوشته یکم باید درک کنیم بچه ها
۶ سال پیشهستی
36عه خدا کمکتون مته مرجان خانم مامانتون زود تر خوب شه انشالله بچه ها منم ناراضی هستم ولی دیگه باید درک کرد 🙁🙁💔بعد این که مانانشون خوب شد حتما برامون بیشتر میزارن مرجان خانم 💌💌💌💌💖💖💝💖
۶ سال پیشنیلی
25مگه مرجان چن سالشه؟
۶ سال پیش....
26۱۸ سالشه
۶ سال پیشایناز
32دروغ میگی مرجان جون 18 سالشه به خدا فک کردم سنش زیاده با این قلمی که داره تجربه ی خیلی زیادی پس.واقعا یه نویسنده ی فوق العادس من عاشق رمانشم
۶ سال پیشنیلی
22نههههههههه من فک میکردم ۴۰. ۴۵ سالش باشه😐
۶ سال پیشبه تو چه فضول
9وای جدن! بخدا منم فکر می کردم سنش ۴۰تا ۴۵باشه عالیه قلمت مرجان خانم پس خانم ابدار امنه آبدار چن ساله شه هرکی میدونه جواب بده خواهشن
۶ سال پیشهستی
6جدیییی واییی مرجان جون چه قلمی داری نسبت به سنت😐🤩🤩🤩🤩یعنی خسلی استعدادت بالاست خییلییی عاشقتم ❤️❤️❤️❤️❤️من فکر میکردم 30 سالی اینا باشه 🙄🙄🤩🤩🤩🤩🤩🤩
۶ سال پیشحنانه
6من فکر میکردم باید حدودا ۳۰ اینا باشه سنشون . همه چیز به سن ربط نداره الان ایشون قوه تخیل واستعداد خوبی داره که این همه مخاطب داره البته این نظر منه . موفق باشید خانم نویسنده
۶ سال پیش❤گلی ❤آریسان❤
5۱۹سالشه گلم
۶ سال پیشMobina
0میشه لینک کانالشونو به منم بدید
۵ سال پیشMaryam
0عالیه دمت چیز مرجان جون 🌹 فقط آگه میشه زودتر پارت بگزاریددارم میمیرم از فضولی
۵ سال پیشنینا
0نیاز از همشون خوجمل تره
۵ سال پیشسارا
0این رمان چند جلده هستش🙏🏻🙏🏻
۵ سال پیشترلان
22مرجان جون ایشالله مادرتون زود خوب میشن 🤲🤲🤲🤲🤲🤲 این کی بود ؟چراااااااااااااااااااااااااااا آخه
۶ سال پیشایمانه
1فک کنم اونی ک این بلاهارو سر میلاد میاورد و وقتی وارد اوتاق شد و دنیزم با دیدنش شکه شد کسی نیست جزززززز عارف😑😐
۶ سال پیشیسنا
4رمانتون عالی است ازسازنده رمان ممنونم
۶ سال پیشFtm
5این همون دخترس که پاش میلنگید و دنبال دنیز بود
۶ سال پیشایلین
9با تشکر انجمن حمایت از تلف شدگان از فضولی و کنجکاوی :)😂😂
۶ سال پیشایلین
6ما درک میکنیم اما خدا وکیلی شما هم درک کنید بیشتر ماها الان کل رمانای بخش انلاین رو میخونیم خو یادمون میره فراموشی ندریم اما خو چقد فسفر بسوزونیم پارت قبل چی شد باید از اول بخونیم به فکر ماهم باشین
۶ سال پیشدخترجنگل
48هییی خدا آخر از دست این رمان سر به بیابون میذارم.😫🤧..... خوب میگفتید اون شخص کدوم آدم محترمی بود که ناگهانی وارد اتاق و مغز ما شد؟ تا یه هفته بعد بفهمیم کدام انسان محترمی بوده؟ 🤐😑😓😬🤪😿😾
۶ سال پیشترانه
14جذابیتش به همین ندونستنه
۶ سال پیشمن منم???
4تو میگی وارد مغزت شده خب..... ولی الان تمام افرادی که مشکوکن هی در رو باز میکنن میبندن تا یه چی درست در بیاد و اگه خوب بود حرف میزنه تا بفهمم چی به چیه😐😐😐😐😂😂🐼🤍
۶ سال پیشمن منم???
6عاقا یا میلاد دومه یا دختر لنگه🤕🐼🤍 یا خیلی جنایی بشه الان یه چاقو رو خرخره ی خواهرزاده استاده 😐😂
۶ سال پیشمهراد
8فک کنم دختر لنگه ست
۶ سال پیشسحر
7آره فکرکنم دخترلنگه است
۶ سال پیشنام من به توچه
8این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
لطفا صبر کنید...

یکی از بندگان خدا :)
0محشرهههه رمانش اگه بخاین کامل بخونیدش تو کانال *** pdfش هست میتونید دانلود کنید بخونید واقن عالیه فقط بنظرم آخرش یکم میتونست احساسیتر تمومشه ولی در هر صورت خیلی عالییی بود با آرزوی بهترین ها♡