پارت پانزده :

سمت ماشین رفتم. شیشه‌ را پایین کشید و گفت:
- بشینین تو ماشین صحبت کنیم.
نگاهی گذرا به اطراف انداختم و لب‌هایم روی هم فشرده شد. کلافه گفتم:
- اگر می‌خواستم تو ماشین صحبت کنیم که نیازی به این پارک نبود. میومدی سر کوچه‌مون تو ماشین حرف می‌زدیم.
عینک آفتابی‌اش را برداشت و گفت:
- وقتی داشتم میومدم کار مهمی پیش اومد. نخواستم این قرار رو کنسل کنم اما فرصت زیادی هم ندارم. به جای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • m

    2

    سوگل به نظرم مادر دلارامه و سوگند زنه دومه یه مرد وکیل میشه که نجاتش میده و مادر ریماو.. میشه و سینا پدره فرهاده شاید

    ۱۲ ماه پیش
  • صحرا

    5

    عزیزم اصن رمانو خوندی ک داری نظر میدی این چیزایی ک داری میگی اصن ت رمان وجود خارجی ندارع.

    ۱۰ ماه پیش
  • مریم

    0

    خیلی ممنون از قلم زیباتون

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    3

    بچه ها اینجوری به سوگل نگید خواهر اگر گوشت همو بخوارند استخون همو دور نمی دارن دور البته من خودم یه خواهر بزرگ دارم و این حس خواهر نه من

    ۴ سال پیش
  • مارال

    12

    حرف شما درسته اما این موضوع اصلا در مورد سوگل صدق نمیکنه چون سوگل کلا آدم خودخواه و نمک نشناسیه و تا الانم هر خواهری بوده از جانب سوگند بوده که برای سوگل و امثال اون زیادیه

    ۴ سال پیش
  • آنا

    8

    موافقم سوگل واقعا خودخواهه از اون آدماس که تو هر شرایطی جز خودشونن به هیچ چیز و هیچکسی فکر نمیکنن این اخلاقشم از همون پارت اول رمان که تو هر شرایطی به فکر شکمش بود مشخص بود

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    1

    واویلا 🤔

    ۴ سال پیش
  • نفسم

    17

    ازمنصور متنفرم..بی شعور الان باید کنار زنش باشه..ن خواهر زن نمک نشناسش

    ۴ سال پیش
  • ناشناس

    17

    واقعا پسره بیشعور مثلاً سوگند زنشه حالا اون هیچ اون دختره احمق یه درصد فکر نمیکنه که چقدر سوگند براش زحمت کشیده😡

    ۴ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    6

    حیفه اسم سوگل رو بذاری خواهر😑💔

    ۴ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    14

    الان ب سینا حق میدم ک چراازسوگل خوشش نمیادمنصورهم ب جایی ک پیش زنش باشه رفت پیش این سوگل نمک نشناس هه واقعا درست میگن ک ادمو ت روزای سخت میشناسیامیدوار سوگند بعد ازادیش محتاج اینا نباشه منصور و سوگل🥺

    ۴ سال پیش
  • قشنگتراز پریا

    11

    یعنی ی ادم انقدر میتونه نمک نشناس باشه اونم بخاطر ی پسر ک قاچاقچی مواد مخدر بود؟ بیچاره سگوند ک عمرشو گذاشت پای این سوگل عفریته این همه با سوگند زندگی اونو نمیشناسه ک همچین کاری نمیکنه گیر چ ادماییه😑

    ۴ سال پیش
  • زهره

    7

    فکر کنم یه وکیل پیدا میشد نکنه همان بابای امیر علی که وکیل بود میشد وکیلش بعد باهم ازدواج میکند

    ۴ سال پیش
  • ....

    4

    یعنی سوگند میشه زن دوم و بعد مادر امیرعلی و...میشه؟؟؟ منم همین جوری فکر میکنم ولی نویسنده گفتن التیام ربطی به یه عمر تاوان نداره

    ۴ سال پیش
  • تی تی

    5

    آخ بیچاره سوگند،حتما منصور و سوگل به تلافی کار نکرده سوگند باهم ازدواج میکنن،چه غم انگیز😔

    ۴ سال پیش
  • ه

    9

    سوگول و منصور به سوگند بیچاره خیانت میکنند

    ۴ سال پیش
  • مارال

    8

    بیچاره سوگند... واقعا تو بد شرایطی گیر افتاده اما به احتمال زیاد به زودی سینا پشتش درمیاد و حمایتش میکنه

    ۴ سال پیش
  • رویا

    0

    سینا کی بود؟؟

    ۴ سال پیش
  • زهرا

    3

    برادر سوگند

    ۴ سال پیش
  • ساناز

    7

    من هنوز تو شکم دلم برای سوگند خیلی سوخت بد بخت شانس نداره خدا کمکش کنه

    ۴ سال پیش
  • Ana

    8

    آخی😥بیچاره سوگند😓

    ۴ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!