پارت پانزده :
نگاهش روی صورت دخترک لغزید و به چشم های قهوه ای رنگش خیره ماند. نیهان سر جنباند و لب زد:
- هان... چیه نیگا می کنی؟! شاخ در آوردم؟
حسام نگاه از دخترک برداشت و عقب گرد کرد.
- نه، بیا شام...
با قدم هایی بلند سمت آشپزخانه رفت، صندلی فرفورژه را عقب کشید و نشست. بی حرف مشغول غذا خوردن شد. نیهان به دنبالش وارد آشپزخانه شد، با دیدن میز چیده شده ی شام گفت:
- ایول، دمت گرم... عجب حالی می ده
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
ممنون از نظرتون، خوشحالم دوسش داشتید و امیدوارم همراهم باشی با رمانهای جدیدم❤
۱۲ ماه پیشآزاده دریکوندی
0به فنا رفت😅 حالا هستی خانوم تو که حسامو نمی خوای پس به تو چه ربطی داره منظورش از مستقل بودن چی بوده😕
۱ سال پیشرَستا
42حسام جان داداش دو راه بیشتر نداری .🤔 ۱ _ بگی هستی اینو برای تو خریدم وقت نشد بهت بدم . ۲_ بگی غلط کردم ( که در این صورت به قول همه گاوت میزائه اونم ۱۰ قلو ) بعد بدبخت میشی . به همین شیرینی 😁😂😂
۶ سال پیشAtrina
12یه راه دیگه هم هست اینکه هر چی بود بگه که چون تازه اومدم این خونه و خونه هم مبله هست مال نفر قبلی هست که تو این خونه بوده
۶ سال پیشبانو
5شخصیت الما در رمان اولش جالب بود اما الان ب یک دختر حسود تبدیل شدس
۶ سال پیشمهراب
9رمان که عالیه حسام بیچاره ولی خانم بانو الما که توی این رمان نیست
۶ سال پیشSogol
3ببخشید شخصیت الما متعلق به کدوم رمانه؟؟
۵ سال پیشرکسانا
0رستا ب شدت بات موفقم😂😂😂😂
۵ سال پیشSety
6اووووووه جان خودش چجوری میخواد اینارو بپیچونه وایییییی هییییی عجب گندی زد
۶ سال پیشدخی
5بقیشو بزارید لطفا
۶ سال پیشفاطمه
7فکر نمی کردم به این زودی بفهمننن😑😑
۶ سال پیشیه تنها
7وای حسام بدبخت شد😆😂😂
۶ سال پیشالیا
11اوه..اوه 😂😂.رفقا آمبولانس خبر کنید دُکی جون اورژانس لازمه😂😂شادی روحش بفرست صلوات 😂😂شد آش نخورده دهن سوخته ... لا اقل میزا
۶ سال پیشمدیسا
10اخ اخ حسام گند زدی😂😂😂
۶ سال پیشدخترجنگل
21یا حسین،حسام بدبخت شدی، بدبخت نیهانو از خواب دم ظهری زدی آهش شلوارت رو گرفت😂
۶ سال پیشTeresa
21آن *** ک نیهان را سایه ی سر بود حسام بود یک دو سه یک دوسه شادی روح آن مرحوم بلند صلوات بفرس 😅قلمت طلا نگار جان معرکه بود
۶ سال پیشصبا
14ایوووول داره هیجانی میشه رمانت عالیییی عکسشونم بذارپلیییییزززززز
۶ سال پیشساتین
5عالیه رمان
۶ سال پیشایدا
14ژژژوووووووون بدبخت شدی داش دکییییی🤗🤗🤗صلوات واسه روح حسام🤲🤲🤲
۶ سال پیشهانا
16برای آن مرحوم آرامشی عمیق آرزومندیم فاتحه
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

MH
0ساده و قشنگه بیشتر رمانهایی رو که میخوندم خیلی جلف بودن وچون ابن رمانها رو معمولا جوانان میخوانن تحریک کننده بودن واین اصلا مناسب جوانها نیست از این رمان خوشم امدممنونم