پارت هشتاد :
قطره اشکی روی گونهاش چکید و لب به دندان گرفت. به عقلش گفت کور و کر و لال شود و دنبال دلش راه افتاد. پاهایش با قلبش همراه شد و سمت اتاق فرهاد رفت. دست لرزانش روی دستگیره نشست و در نیمهباز را هُل داد. آهسته به داخل اتاق قدم گذاشت. فرهاد روی تخت آرام خوابیده بود. اشک دیدش را تار کرده بود و تند تند پلک میزد تا بتواند بهتر و واضحتر ببیندش. این تنها فرصتی بود که میتوانست یک دل سیر نگاهش کند.
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
24واقعا من ماندم توکارا ما مادرا منم خودم یه مادرم میفهم دلارام کی میگه منم دوتا بچه سیطون دارم شوهرم همیشه نیست مجبورم زندگیم بگدرنم دلیل نمیشه خسته بشیم وزندگی وبچه هام ول کنم برم پی خوش گدرانی خودم
۴ سال پیشتی تی
8چطور تو زندگی اگه مرد احساس کنه دیده نمیشه و بهش توجه نمیشه فوری میره دنبال یکی دیگه ولی اینجا چون زنه و از قضا مادره باید تا آخر عمر از خودش بزنه و مادری کنه،یه زن اگه دیده نشه از بین میره و چه بسا
۴ سال پیشتی تی
5دست به هر کاری میزنه تا بهش توجه بشه،زن یه گوش چشم توجه میخواد تا دنیا رو واسه شوهرش و بچه هاش بهشت کنه حتی ممکنه واسه دیده شدن زندگیش رو ترک کنه،مردی که بلد نباشه محبت کنه تهش میشه این. ...
۴ سال پیش:|
8دلارام میتونس حامله نشه، وقتی میدید وضعیت اقتصادیشون خوب نیس.سختی هار جسمی بارداری ماله دلیه،اون باید حساس تر باشه نسبت به بارداری.فرهاد سرش به کار گرم بوده،عمدا که ندید نگرف،به خودشم نمیرسیده
۴ سال پیش...
5حرف شمادرسته ولی یه نفرتنهایی واسه بارداری اقدام نمیکنه این یعنی اینکه فرهاد اونقدری درک فکری نداشته بااینکه وضع مالیشون بدبوده و بخودش هم نمیتونسته برسه هی میخواسته به بچهاش اضافه کنه پس این دوطرفست
۴ سال پیش:)
3والا تا جایی که توی خود رمان از گذشته اینا تعریف شده فرهاد کم محبت نداشته برا دلارام!
۴ سال پیش0000
9زوووووددددد بچچه ننننننننیییییارررررریم.بخدا اینکه فاصله سنی با بچه کم باشه یا چمیدونم جهت پایبندی و افزایش علاقه زن و شوهر، یهو یه بچه بندازن وسط همش چرته.اول آمادگی و امکانات و شناخت بعد بچه.
۴ سال پیش//
2واقعنم جفت دختراش ضعیف ان و 100% تقصیر فرهاده، اصلا بهشون سخت نگرفته (سلطه گری و کنترل افراطی منظورم نیس)
۴ سال پیشParyaaa
8نویسنده جون لطفا دلارام حذف کن 🙂چون بیشتر اتفاقا بخاطر دلارام. و مرسی بابت رمان قشنگت
۴ سال پیشز
22آخ جون فکرکنم نوبتی هم باشه نوبت روزبه وسعیدشیطونه هست بیان وسط قلمت پایدارعزیزم لذت میبرم ازهمچین رمانی باقلم قوی
۴ سال پیشV
25دلم میخواد حقو به دلارام بدم ولی هر اشتباهی تاوانی داره ! .
۴ سال پیشتی تی
5ای جانم هنوز فرهاد و دلی همو میخوان ای کاش ریما از این وسط برداشته بشه ویه بخت دیگه براش در نظر بگیرن،حیفه بخاطر ریما، اینا دوباره دور هم جمع نشن
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دخترای من
0مرسی نویسنده جون❤🙏