پارت شصت و هشتم :

امیرعلی که انگار جایی برای اعتراض نداشت سکوت کرده بود.
چیزی که هنوز فرهاد برایش جوابی پیدا نکرده بود، صحنه‌ای بود که توی حیاط دیده بود! گریه‌ی شیدا در حالی که خبر از ازدواج او نداشت! پس چرا؟ امیرعلی چه حرفی زده بود و از کجا خبردار شده؟! زیرکانه ابرویی بالا انداخت و حق به جانب رو به امیرعلی گفت:
- و اما تو... که حرف از حق و ناحق می‌زنی! به چه حقی با دختر من در اون مورد حرف زدی؟!
با Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • S_a_ra

    5

    شیوا اول بخاطر مرگ مادرش با همه بدبود که ینی مادرم نمرده.بعد که اومد الاو بلا باید بگیریش اگه فرهاد ریما رو ول کنه خیلی بد میشه،بنظرم ایندفعه نباس به فکر رضایت شیوا باشه فرهاد،در هر صورت شیوا راضی نی

    ۵ سال پیش
  • S_a_ra

    5

    وجدانن نمیگم شیوا اَخ اَخ شیدا بَه بَه،ولی قبول کنید شیوا زیاد داره زن پدرشو فحش کش میکنه 16سال باباش بخاطرش مجرد بود بدبخت حالا که زن گرفته شیوا حرف از رفتن و ول کردن و کلی چرت و پرت میزنه

    ۵ سال پیش
  • تی تی

    10

    چقد برخورد فرهاد با شیدا خوبه،ای کاش فرهاد قلق شیوا رو بلد بود و میتونست باهاش حرف بزنه نه اینکه با عصبانیت از خودش برونه،واینکه راحیل کار رو خراب کرد با یه دهن دلقی دلارام رو پیش همه خراب تر کرد

    ۵ سال پیش
  • //

    9

    ولی فرهاد هیچوقت با شیوا تندی نکرده. فقط ول کرد رفت که اشتباه بود.شیوا کارو سخت کرده. ولی خب من نگران نیستم میدونم به وقتش ارتباط میگیرن. همینکه فرهاد الان شیوا تحت فشار نمیذاره و بهش فضا داده خوبه.

    ۵ سال پیش
  • الی

    9

    عاشق این پارت شدم خدا کنه بیشتر از سعید و شیدا بزارین

    ۵ سال پیش
  • کبری قشنگه

    9

    #حال خوب این پارت حالمون رو خوب کرد،شاید سعید بتونه شیدا رو به حالت قبل برگردونه🥺میگه میام میگیرمت به خدا😂😂سپاس نویسنده عزیز قلمت پایدار

    ۵ سال پیش
  • هلی

    4

    ریماو امیرعلی نبودن خوب میشد.

    ۵ سال پیش
  • کردیا

    19

    عاشق شخصیت سعید شدم خیلی باحاله 😄😄 کاور فرهادگیان

    ۵ سال پیش
  • مهدیس

    7

    عالیههه😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    13

    بنظرم فرهاد تو تین موقعیت هرچی زودتر درمورد ریما باید به فرنگیس بگه که اگر بازم فرنگیس اینو از *** دیگه بشنوه بازم واسه فرهاد بد میشه خب مامانش باید زود ترهمه میفهمید حالا همه فهمیدن جز فرنگیس و شیدا

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    18

    چه بابای خوبیه فرهاد لعنتی این سعید بدجور کراشه تو هر زمان و مکان شوخیاشو ول نمیکنه میگه ناراحت نباش میام میگیرمت😂 منم مثل فرهاد واقعا خوشحال شدم حال شیدا خوب شد واقعا این شیدای شیطون دوست دارم

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    15

    عالی بود زود ی سعید بیاد حال شیدا را خوب کنه کاش شیوا هم بیاد مثل دلارم نشه کارهای بچه گانه نکنه انقد دلش فرهاد را خون نکنه

    ۵ سال پیش
  • //

    19

    فقط سعید و امیر سام :). ای کاش میشد دل شیوا رم به این راحتی بدست آورد. بابای خوبیه فرهاد. حرفاش به امیرعلی ام درست بود. کلا فرهاد محاصره اس الان هوای کیو داشته باشه.

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️