پارت شصت و هفتم :

صدای نوحه زیر گوشش پیچ و تاب می‌خورد و آن حس منفی وجودش را سرکش‌تر می‌کرد. آستین پیراهنش را بالا کشید و لب زد:
- چرا باید توی مسیری که همیشه فکر می‌کردم درسته این طوری بیوفتم وسط چاه؟
با صدایی آرام تر ادامه داد:
- اصلا از کی بخوام کمکم کنه؟ کی می‌تونه کمکم کنه؟ جاوید داره پول رو تسویه می‌کنه، ولی... الان بی‌اهمیت‌ترین چیز، اون شرکت و خودم و خلاص شدنمه!
نفسی فوت کرد و پیشان

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دخترای من

    0

    شادی چیکارس اصلا فضولباشی 🤔

    ۴ سال پیش
  • نرگس

    1

    ای بابا تیر شادی هم که به سنگ خورد دیگه کی میاد لو بده اونم که ادرس نداد 🤔

    ۴ سال پیش
  • دلارام

    1

    بابا چرا نمیزاری اه😣

    ۴ سال پیش
  • وووو

    2

    ناموسا خیلی دیر داره پیش میره

    ۴ سال پیش
  • ...

    3

    کاش رکسانا زود بفهمه بدبخت هستی مگه چند سالشه

    ۴ سال پیش
  • کبری قشنگه

    1

    اگه رکسی این عکسا رو میدید که داستان تموم بود😐

    ۴ سال پیش
  • بهار

    5

    من که از پارت هیچی نفهمی یکی یکم برام روشنش کن☹☹😭☹😭☹☹🤕🤕🤕

    ۴ سال پیش
  • ---

    5

    جاوید داره کم کم بدهی شرکت کیانو میده طبق معامله.اون عکسا که شادی از ازدواج کیان و هستی جمع کرده بود و میخواست به رکسانا نشون بده رو کیان دید الان.کیان میخواد با رهام برادر رکسی صحبت کنه درباره جاوید.

    ۴ سال پیش
  • //

    7

    اوففففف توروخدا به یکی بگو، بابا پوکیدم چقد تو خودت نگه میداری. من ر.یدم رو پدر مادرای این رمان که به هیچ دردی نمیخورن.نه خداییش چرا نمیره با رکسی حرف بزنه؟ معلومه که نباید با 4تا عکس بفهمه.

    ۴ سال پیش
  • //

    4

    بعدم رو چه حساب کیان مطمینه جاوید تصفیه میکنه بدهیشو؟ مگه احمقه جاوید که اهرم فشارشو از دست بده، اونطوری کیان مانعی نداره برای فاش کردن حقایق.

    ۴ سال پیش
کپی شد!