پارت شصت و ششم :

فرهاد بی‌آنکه متوجه تعجب و پریشانی امیرعلی شود، عقب گرد کرد و سمت خانه رفت. فرنگیس که با دیدن شیدا، کنجکاو شده و لب پنجره آمده بود تا از اوضاع با خبر شود، پرده را انداخت و سمت در رفت. همین که فرهاد وارد سالن شد پرسید:
- چه خبره فرهاد؟ امیرعلی چرا رفت؟
فرهاد دستی در هوا تکان داد و عصبی و بی‌تفاوت جواب داد:
- مهم نیست... بهتر که رفت.
مقابل نگاه حیران و سرگردان مادرش از پله بالا ر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اِلا

    4

    دیگه داره حالم از شیوا و امیر علی بهم میخوره دو تا آدم مریض خودخواه و لوس براو خیلی بهم میان

    ۴ سال پیش
  • سمیرا

    1

    چقدر نظر دادید

    ۴ سال پیش
  • تی تی

    13

    من کلا خوشم نمیاد ناپدری یا نامادری وارد زندگیم بشن، خانواده کامل خودم رو دوست دارم،شیوا هم همینطوره، ای کاش شرایط یه جوری بشه ریما بره دلارام برگرده پیش خانوادش،بچه ها خانواده خودشون رو کنارهم میخوان

    ۴ سال پیش
  • //

    18

    همه همینطورن عزیز ولی من به شخصه دوست ندارم مامان بابام زوری با هم باشن نتیجه اش واسه منم خوب نمیشه. ترجیح میدم واقع گرایانه با قضیه کنار بیام و برم پی زندگی خودم.

    ۴ سال پیش
  • مارال

    10

    در جواب نظر پارت قبلیتون باید بگم من موافق همه کارای شیوا نیستم اما تعجبم از خواننده هایی که فقط به رفتارای شیوا حکم میدن و به رفتارای شیدا که میرسن واسش دل میسوزونن و حکم دادنو میزارن کنار

    ۴ سال پیش
  • مارال

    9

    در ضمن ادعای خوبیم ندارم فقط نظرمو گفتم اما انگار شما خیلی ادعاشو داری که تو نظر دیگران دخالت میکنی

    ۴ سال پیش
  • //

    2

    نگفتم ادعای خوبی داری عزیز منظورم این بود که تو که میتونی به این خوبی ایرادات رو ببینی، مثل لوس بازی های شیدا،انتقادات رو به شیواام بگو، همین. داریم بحث میکنیم، بدبرداشت نکن سخت نگیر، خبری نیس بوخودا.

    ۴ سال پیش
  • مارال

    7

    خب من معمولا زیاد نظر نمیدم تا بخوام همه شخصیت ها رو نقد کنم سعی میکنم در مورد چیزایی که کمتر بهشون توجه میشه نظر بدم و درمورد شیواام انتقادات انقدر زیاد و حتی بیش از حد هست که من دیگه حرفی نمیزنم

    ۴ سال پیش
  • رکسانا

    11

    من با مارال موافقم کسی زیاد به رفتار شیدا اینکه هنوز قبول نکرده امیرعلی شیوا رو دوست داره و نسبت به شیوا حس رقابت داره توجه نمیکنه

    ۴ سال پیش
  • تی تی

    7

    فقط کسی که تو شرایطش باشه میفهمه از همه چی نصفشو داشته باشی یعنی چی

    ۴ سال پیش
  • آرام

    5

    عکس فرهادو ریما رو هم بزارین🥺پلیز

    ۴ سال پیش
  • Zzzz

    4

    چرا شیدا اینطوری میکنه،عشق که زوری نمیشه،بدم میاد از اخلاق های شیدا،شاید امیرعلی باعث بشه شیوا دست از بعضی اخلاقاش برداره

    ۴ سال پیش
  • سوزان

    9

    یه جوری میگین زوری انگار رفته گفت امیر علی فقط باید مال من باشه چه خبرتون شیدا بدبخت حرفی نزده فقط گریه کرده گریه کردن واسه عشق هم جرمه امیرعلی باشه واسه همون شیوا چرا الکی از شیدا ایراد میگیرین

    ۴ سال پیش
  • امنه

    9

    خب عزیز شیدا فقط هرچه هست تو دل خودش ریخته درسته ناراحته ولی بروز نداده ک امیرعلی را میخاد..بعدشم شیدا دزدیده شده بوده اصلا کسی درست متوجه شیدا نیست

    ۴ سال پیش
  • یاسی

    6

    همه چی خوب ولی رفتار شیوا واااقعا خیلیی لوس و بچگونس یه جوریه که من بعضی موقع ها تو ذهنم شخصیت یه بچه رو شکل میدم اههههه که شیوا حرص آدمو درمیاره😑😑

    ۴ سال پیش
  • گوگولی

    6

    خیلی عالیه ممنون خسته نباشی گلم🙂 اوم شیوا نسبت/:شیداخیلی لوس تره نمیدونم شاید چون همیشه حرفاش وبِکرسی مینشسته اینجوریه من باحرف سوزان جان وبچه ها موافقم اینم یه نظره قرار نیست بِطرزفکرکسی توهین شه

    ۴ سال پیش
  • هستی

    8

    من خودم عاشق خانوادم هستم و دلم نمیخواد هیچ وقت از هم به پاشه البته هیچ *** دلش نمیخواد خانوادش از هم به پاشه ولی وقتی ببینم دو طرف (پدر و مادرم)از کنار هم بودن خوششون نمیاد ترجیح میدم جدا شن

    ۴ سال پیش
  • هستی

    18

    باید شیوا یاد بگیره آدم ها رو با زور نمیشه مجبور به کاری کرد بعدش هم مادری که میره پای رفیق بازی بدرد هیچی هم نمیخوره مادرش درست پشیمون هس و میتونه ببخشدش ولی دیگه نمیخواد مادری کنه چون از اول نکرده

    ۴ سال پیش
  • -_-

    20

    نمیفهمم چرا اینقدر شیوا خودخواهه و همش خودخواه بودنشو گردن این میندازه که مادر نداشته ،بنظرم حق نداره در مورد پدرش اینقدر خودخواه باشه،پدرش 40و خورده ای سالشه ،18سالش نیست که شیوا واسش تصمیم بگیره

    ۴ سال پیش
  • سوزان

    20

    حرفتون خیلی درسته شیوا مثل بچه ها رفتار میکنه حتی اجازه نمیده که واسش توضیح بدن باید بفهمه ادما رو نمیشه به زور کنارهم گذاشت چرا قبول نمیکنه که مامانش رفته پی رفیق بازی که معتاد شده

    ۴ سال پیش
  • سوزان

    16

    خیلی هیجانی شده واقعا قلمتون عالیه♥رفتار امیرعلی خیلی تند بود یکی نیست بگه ازدواج اینا قبل عاشق شدن تو بوده آقا پسر حالا خوبه تمام زندگیش رو هم پای داداشش گذاشته

    ۴ سال پیش
  • فری

    11

    کنار میاد و بعدش میتونه با امیر علی ازدواج کنه و شیوام باید بفهمه که مادری که ۱۶سال مادری نکرد مادر نیست اگه بچه هاشو میخاست پی رفیق بازی نمیرفت

    ۴ سال پیش
  • فری

    12

    به نظر من اگه فرهاد باز برگرده به دلارام هیچوقت اون زندگی قبل نداره نه عشقی نه علاقه هیچ فقط رو یه کاغذ زن و شوهرن شیوا هم بدتر افسرده میشه پس بهتر با ریما بمونه چون حقشه یه زندگی خوب شیوا هم کم کم

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    6

    وای عالی داره پیش میره این رمان 🥺👌 نگار جون دست مریزاد عالی مث همیشه زیبا و جذاب و منطقی پاینده باشی عزیز دل❤

    ۴ سال پیش
  • s

    24

    بنظرم رفتار شیوا خیلی بی منطقه خیلی ها هستن به یه ماه نمیکشه دوباره ازدواج میکن حالا فرهاد بچه ها رو بدون مادر بزرگ کرده و حقشه زندگی ارومی با ریماداشتن،دیگه بادلارام عشق ومحبت و احترام سابق رو نداره

    ۴ سال پیش
کپی شد!