پارت هفتاد و هفتم :

کمند با حرص و تند تند کتاب را ورق زد و چند صفحه‌ای را جلو رفت. دیدن قسمت‌هایی از رمان که نوشته بود جیران را به عقد شاه‌برزین درآوردند او را حرصی و عصبانی کرد. با خود غرولند کرد:
- اه اه اه مزخرف... یعنی چی که جیران رو قربانی دشمنی خودش با آهو کرد! مگه گوسفند معامله می‌کنن اینا...! اه...
کتاب را با غیظ گوشه‌ای پرت کرد و جانان از صدای پرت شدن کتاب، چشم باز کرد و با صورتی خواب‌آلود و مچال

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    1

    عالی دستت طلا نویسنده جونم 🙏🙏😘😘

    ۱ سال پیش
  • دخترای من

    5

    آی قلبم 🥺🥺🥺🥺😔😔😔

    ۴ سال پیش
  • نفسم

    6

    یعنی جیران عروس اون پیر خرفت هوس باز شده.وای نه دلم کبابه😭مرسی عشقم نگاری..مثل همیشه عالی..دستت طلا قلم طلا😘

    ۴ سال پیش
  • آی سان

    11

    وایییی من میخوامممم بمیرممم بیچاره جیران قربانی شد دلم بیشتر از همه واسه جیران میسوزع بدترین ضرر دید قربانی شد حداقل اردشیر یا همون اسد ازدواج کرد زندگی کرد ولی جیران فقط زجر کشید الان دق میکنم

    ۴ سال پیش
  • ---

    9

    وای جیران اصلا زیرکی و تسلط آهو رو نداره، چجوری میخواد از پس کدخدا بربیاد؟ از قبلم داغون تر میشه...عجیبه اون دوران همه تک همسر بودن غیر از کدخدا...متاسفانه حرف نریمان به افسانه غلط نبود احتمالش هس

    ۴ سال پیش
  • //

    10

    اقاجان پس این بچه کی تولییییددددد شدددد؟ جیران الان حامله نی بعدم شد زن کدخدا یعنی جدا میشه بعد میشه زن اردشیر بعد حامله میشه؟ مردم از فضولی چقد بالا پایین داره تازه اخرشم به هم نرسیدن یعنی خاااک

    ۴ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!