رکوئیم زندگی به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت هفتاد :
- لازم نیست خوب و بد زندگی من و تو مشخص کنی، تنها چیزی که باعث دیدار من و تو میشد، اونم در حد خیلی کم، عرشیا بود که الان دیگه نیست. پس دلیلی وجود نداره که تو بخوای سر راهم سبز بشی.
پوزخندی زد و دستی به صورتش کشید.
- من فقط نگرانت بودم.
با تمسخر خندیدم و دست داخل جیب مانتویم فرو کردم.
- نگران من؟ زیادی حرفت مسخره نیست؟ این تو بودی که پلیس و به من مشکوک کردی... بیشترین ضربه روحی رو
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
6از رمان های آنلاین هرچقدر هم که قشنگ باشن متنفررررررم😒آدم واقعا اذیت میشه😥
۵ سال پیشکبری قشنگه
6چرا پارت گذاری نا منظمه،دو هفته است که به همین منوال داره میگذره،،،،😐
۵ سال پیشفاطی
5الان جاش اینجاست که بگم م الان به شدت زیادی نیاز دارم یکی مثل بهراد بگه بپوش بریم بیرون 🤕💔
۵ سال پیش?
2سلام، شخصیت سبحان اسمش چیه!؟
۵ سال پیشbv
1nh
۵ سال پیشکیمیا
2حرفاسروه خیلی درستن من خودم با ۲۱سال سن افکار خیلی بچهگانه ای دارم طوریکه مامانم میگه هیچوقت بزرگ نمیشی !اصلا نمیدونم پختگی چطوره یا چجور آدمایی پخته ان؟
۵ سال پیشرها
6پخته شدن به سن نیس به نوع زندگی کردن داره مثلا یکی همه مشکلاتشو بغیه حل کنن و نزارن خودش مواجه بشه خام و بی دستو پا میمونه مرسی نویسنده جون عالی موفق باشی
۵ سال پیش---
6حرفاش منطقی بود و هیچ چیز به سن نیست به تجربه اس که پخته بشی خب یه دختر تو خونه با یه زندگی اروم و معمولی بدون مشکل تو سن 21 قرارم نیست *** پخته باشه. همین که خودش آگاهه به ضعف هاش ازش خوشم اومد
۵ سال پیشکبری قشنگه
5انتظار نداشتم امروز پارت داشته باشیم 😐یعنی اصلا یادم رفته بود این رمان رو می خونم 😂عیدتون مبارک دوستای گلم🙋🏻 ♀️🥰
۵ سال پیشBaran
8اتفاقا فقط استثنا هایی هست که از پانزده شانزده سالگی بزرگ میشه عقلشون. بیشتریا حتی تا سن بیست و پنج سالگی افکار بچگونه و خوش گذرونی های جوانانه دارن
۵ سال پیشاسرا
11اگه بجای سن منظورافکاربچگونه اش میگفت بهتربودآخه ۲۱سال اصلابچه نیست(سال نومبارک)
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Dayana
1واکسن هاری😂