پارت پنجاه و ششم :

حتی نمی‌فهمید گوش‌هایش درست شنیدند یا نه؛ انگار سطلی آب یخ بر سرش ریخته بودند. رو به جنون بود از این که زن همسایه از او برای خواستگاری از زن قانونی‌اش اجازه می‌خواهد! سرش نبض می‎زد؛ نگاهش سرخ شده بود و مشت دست چپش متورم و رو به تلاشی.
در مقابل نگاه منتظر عروس بر سر در ذهنش "هیچ" حک کرده بودند... چه جوابی می‌داد؟ اصلا باید جوابی می‌داد؟ هیستریک دستی به ته ریشش کشید و لحظه‌ای پلک فشرد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پانیذ

    7

    خب این کیانه خیلی حرص درار رفتارمیکنه انگار هستی بچس بابا هفدع هجدع سالشع تازع ازمنم بزرگترع ولی نمیدونم چراازوقتی رمان میخونم حس میکنم خیلی بچم وزود بود براازوداج بابا منو دیوانه نکنید🥺😂

    ۴ سال پیش
  • فری

    0

    اینکه ژانرش اول تراژدی و اجتماعی بود حالا عاشقانه بهش اضاف کرد

    ۴ سال پیش
  • یکتا

    6

    چرا توی همه رمانهای اینجوری. از زن پسره خاستگاری میشه و پسره غیرتش میزنه بالا؟!و جای دختر تصمیم میگیره؟

    ۴ سال پیش
  • >>>

    1

    برا دل دخترا مینویسن، دخترا دوس دارن خواستنی باشن از هر دو طرف.... وقتی همسر داری دیگه جای تصمیم گیری توی این مسائل نیست که

    ۴ سال پیش
  • سنا فرخی | نویسنده رمان

    😂چون فرصتی بهتر از این برای به رخ کشیدن جذابیت پسر قصه پیدا نمیکنن😁 ولی جدا قضیه هستی و کیان فرق داره مسئله رگ غیرت و اینا نیست

    ۴ سال پیش
  • سنا فرخی | نویسنده رمان

    و واقعا دوست داشتید کیان بیاد از زنش بپرسه بیان خواستگاریش یا نه؟😂 هرچی باشه شوهرشه حالا یا صوری یا واقعی

    ۴ سال پیش
  • ---

    1

    خب اخ جون که فرق دارن، خدا کنه تا اخرش فرق داشته باشن. من از شیمی رابطه ی همین الانشون خوشم میاد....نه اونجوری به شخصیت کیان نمیومد، واکنشش متناسب بود.

    ۴ سال پیش
  • آسمان

    2

    سیلام نویسنده جون من دیگه رمان های شما رو میخونم والا بد قولی ندیدم ازتون تازه تعریفم از دوستم شنیدم اعصابم خورد شد از بس رمان آنلاین نصفه خوندم

    ۴ سال پیش
  • پانیذ

    4

    بابا حس پدرانه دیگ چ *** ایی زنشه غیرتیم شد براش نمیبینی وقتیرحساشو تعریف میکنه ی جورایی انگارخوشش میاد ازش حالا شما هی بگین حس پدرانه وبردرانه ولی من مطعنم باهستی میمونه وطلاقش نمیدع حالاببینیم چ می

    ۴ سال پیش
  • ---

    0

    اشتباه کردم گفتم پدرانه و اینا. منظورم این بود که اگه نمیخواد باهاش بمونه از حربه ی شوهرشم و اینا بهتره استفاده نکنه. غیرتی شد خب بله بالاخره سیب زمینی که نیست، بی احساسم نیست.حالا هرچی شد قبوله

    ۴ سال پیش
  • //

    0

    بابا باوجدان. انصافا واسش راحتتر بود هستی رو طلاق بده ببنده به خیگ اون پسره و خلاص. (چون هستی دختره دسگاری شناسنامه کاری نداره فک کنم، گفتم اگه خواستین به این مسئله ایراد بگیرین ولی مطمین نیسم)

    ۴ سال پیش
  • پانیذ

    4

    اوف چق بی بخار بود خب میگفت زنشه چرانگفت اصلا من تعجب کردم؟!

    ۴ سال پیش
  • ---

    0

    عه نه بی بخاری چیه نباید میگف، اونجوری خودخواهی میبود. اینکه هستی رو نمیخواد پس نباید مالکیت طلب باشه. الان حس کیان به هستی یجورایی پدرانه/انساندوستانه اس دیگه.واکنشش متناسب بود.

    ۴ سال پیش
  • یاس

    9

    عزیزم پارتهارو طولانی تر بزار این که شروع نکردی تموم شد

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    4

    عالییی 👌 بابا غیرت

    ۴ سال پیش
کپی شد!