ویانا نیوز به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت شصت و چهارم :
صورتش از درد توی هم رفت و آخی گفت.
- زهرمار و آخ! د میگم گورتو گم کن بیرون بریم نهار بخوریم مثل آدم راه بیافت برو بیرون دیگه! اعصاب آدمو خرد می کنی، هی...
اداش رو در آوردم و اسم سوفیا رو عوض کردم.
- فوسیا فوسیا!
دوباره با عصبانیت ادامه دادم: اسمشو می شنوم می خوام کله مو تو دیوار بکوبم. آلرژی پیدا کردم... برد پیت زنش... زنش میگما! آنجلینا جولی بود انقد اسمشو نمی آورد که تویی که نه به د
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آیناز
3خانم آبدار کلمه به کلمه رمان رو که میخونم یاد سریال عشق اورژانسی مییفتم با اینکه هیچ شباهتی به هم ندارند ولی رفتار آویز و ویانا منو یاد سینان و نیسان مییفتم موافقین
۵ سال پیشهمتا
14تا حالا دقت کردین ژانر رمان فقط طنز و اجتماعیه و اصلا عاشقانه نیست :/ اگه ویانا با هیچ کدوم ازدواج نکنه چی 😐
۶ سال پیششیطونک
6اصن نداریم همچین چیزی اگه ازدواج نباشه که چرت میشه من کلی رمان میشناسم که تو ژانرش عاشقانه نبود ولی ازدواجم توش بود و بنظرم فریادوسوفی پلیسن و اگه ویانا با فریاد ازدواج کنه خیلی باحال میشه
۶ سال پیش❤گلی❤ اریسان❤
4نووچ عاشقانه هم هس خانم آبدار خودش گف
۵ سال پیششیطونک
1رمان باحالیه دم خانم آبدار گرم همه رماناش باحالن مخصوصا رمان عشق آمازونی ،سازنده لطفا رمانایی بیشتری از خانم آبدار بزار و این رمانم واقعا قشنگه من بعضی وقتا انقد میخندم فکم درد میگیره ،عاشقه ویاناهم
۶ سال پیشیه بنده خدا
3قضیه هندی شد😑
۶ سال پیش.....
4ساحل جان خواهرم چرا شما هی رخت آویزو با حامی اشتباه می گیری😂😜
۶ سال پیشدنیا(فاطمه)اسم اصلیم
6بلاخره عاشق کی میشه کاشکی با فریاد ازدواج کنه چون اگه با اویز ازدواج کنه حتی اگه بینشون خیلی خوب باشه ولی مثل رمان های دیگه می شه و اینکه این نظر منه😋😊😉😀🤗🤔
۶ سال پیشریحانه
2خیلی مسخره میشه با فرهاد ازدواج کنه چون فرهاد خلافکاره 🙇وچرتتت میشه به نظرم آویز میفهمه خلافکارن به پلیس کمک میکنن تا بگیرنشون و با آویز ازدواج میکنه چون خیلی چرت میشه با فرهاد ازدواج کنه
۶ سال پیشayda
5نه دیگه اینا پلیسن مخفی هستن راستی فرهاد کیه؟ حامی کیه؟
۶ سال پیشآرام
1فرهاد نه و فریاد دوستمون اشتباهی تایپ کرده حامی هم مال یه رمان دیگه هسته گلم
۶ سال پیشدلارام
2اوفففففب دمت جیز بابانویسنده رمانت خیلی خوبه میدونی چه جاهایی خنده دارباشه چه جاهای غمگین من که نصف جاهاشو از خنده میمردم ولی خب نمردم دستات نقره قلابی
۶ سال پیشحنانه
4به نظرم اویز حق داره بعد این همه سال اومدن بعد مرگ پدرش نوش دارو بعد مرگ سهراب . شاید اگه منم جاش بودم همین کارو میکردم
۶ سال پیشآرمیتا
7وای بلاخره گفت تموم شد البته تازه شروع شده😁آویز حق داره این واکنشو داشته باشه 😢 فقد اونجاش ک گف امون بده امون 😂😂عالی بود مرسی 😍😘
۶ سال پیشآرام
6هان ؟ چی شد ؟ ای چرا داغ کرد بسم الله رابطش با ویانا خراب نشه صلوات 😯😯😢
۶ سال پیش:(تانی):
2حق کاملا با اویز هستش و اینکه ته ماجرا اویز راضی میشه ب اینکه خانواده پدریش بیان ب خونشون ..... در انتظار پارت بعدی:)"
۶ سال پیشتی تی
3وییی یعنی چی میشه آویز اخلاقش با ویانا عوض میشه؟؟؟ 😭😭منتظر پارت بعدی ام ممنون خانم نویسنده عالی بود
۶ سال پیشNeda
9وای این قسمتم عالی بود این ویانا هم خیلی باحاله ها کاشکی آویز قبول کنه ولی از این طرفم بنظرم حق داره با این همه سختی دارن زندگی میکنن پدرش مرده حالا فامیلا پیدا شدن ولی تا کی میخواد با اونا روبرو نشه
۶ سال پیشNeda
9باید از یه جایی شروع بشه یانه؟ ولی نباید با ویانا اینطوری حرف می زد ویانا که کاری نکرده بود دستت طلا نویسنده جان عالی بود لطفا پارت هارو بیشتر کنین ممنون❤️
۶ سال پیشFelani
5اگه من هم جای رخت اویز(😂😁) بودم همین کار رو میکردم بعد چن سال میان و توقع دارن ازشون پذیرایی هم کنن اما یه چیزی این وسط اشتباه اویز نباید با ویانا این اینطوررفتارمیکردویاناهمازاین داستان خبرنداشت
۶ سال پیشیاسی
16ببینید دقیقا میدونم حق با آویزه... منم بودم همین کارو می کردم اما ویانا ک تقصیری نداره اونجوری برخورد کرد باهاش! همین حرفارو می تونست به بابای ویانا بگه نه خود ویانا... چون ویانا هم بی خبر بوده:)
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ستایش
1حاجی چرا حتما منتظر ازدواجین آخه😑خب تهش یه زندگی باحال و قشنگ کنار خانواده باشه که جالب تره😬😬تهش همش ازدواج باشه تکراری میشه خب😅