پارت پنجاه :

از روی مبل بلند شد و به آشپزخانه رفت. مخزن چای‌ساز برقی را پر از آب کرده و آن را روشن نمود. در طی این مدت، کم و بیش این جا را به عنوان خانه پذیرفته بود؛ ولی هنوز هم یک چیز کم بود. شدیدا کم و در ذوق می‌زد... آن هم چیزی نبود جز یک حال خوب!
آن قدر در خیالش ماند که برایش طولی نکشید که آب جوش آمد. درون ماگ سفید را از آب پر کرد و بسته‌ای نسکافه داخلش ریخت. با قاشق چای‌خوری محتویات را هم زد و خیره ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهدیه

    3

    اینم سواله میپرسید، پیش رکسانا مشغول دل دادن و قلوه گرفتن. به شدتاز این دو شخصیت متنفرم. و همچنین از پدر رکسانا که زندگی هستی رو نابود کرده

    ۴ سال پیش
  • >>>

    0

    اکثرا اینجا چون سن شون حدود هستی عه داستان رو یه جور شخصی دنبال میکنن. درحالی که کیان و رکسانا اصلا ادمای بدی نیستن، چه بسا خیلی از ماها همون تصمیم ها رو میگرفتیم و همون رفتارا رو میکردیم احتمال زیاد

    ۴ سال پیش
  • سنا فرخی | نویسنده رمان

    😂فکرشم نمیکردم کیان و رکسانا انقدر منفی بشن تو برنامه‌ام نبود در این حد😂🤦🏼‍♀️

    ۴ سال پیش
  • //

    0

    از دید من منفی نیستن. به نظرم >>> بیراه نمیگه. به علاوه یه چیزی جالبه مثلا تو رمان زرنیخ ملت عاشق قاتل سریالی مرد ایوان ان و نمیخوان بمیره یا گیر بیوفته. ولی اینجا واسه رکسانا ارزوی مرگ میشه

    ۴ سال پیش
  • پانیذ

    2

    ناموسابدون برنامه این بیچارع ها انقد بدکردی😂؟ ولی خداییش کیان ک خیلی کراشه کی دلش میاد بدش بیاد هستیم ناز خیلیم بهم میان اینا جداشن من افسرده میشم بخدا😂💔😪

    ۴ سال پیش
  • ---

    0

    کجاشون منفیه. کیان که انصافا مرد خوبیه، نمیخواست بره زندان ماام بودیم هرکاری میکردیم. رکسانا ام خب دختر خوبیه، کنترلشو از دست داد و از هستی ام خبر نداره. ازدواج از همون اول صوری بود و هستی میدونست.

    ۴ سال پیش
  • پانیذ

    3

    فک کنم ازهمینجاهاش هستی عاشق بشه🤧😐

    ۴ سال پیش
  • //

    3

    نظر نامحبوب: احساسات زیر 25 و به خصوص زیر 20 ثبات ندارن. عملا ارزشی برای عاشق شدن احتمالی هستی قائل نیستم. امیدوارم خودشم اگاه باشه.....مامان کیان خیلی بند رسم و رسومات و ابروعه ازش خوشم نمیاد :(

    ۴ سال پیش
  • پانیذ

    3

    ///نظرشمامحترم ولی نظرمامهمه😂😂

    ۴ سال پیش
  • //

    0

    قبوله عزیز :)

    ۴ سال پیش
  • .

    0

    .

    ۴ سال پیش
  • سنا فرخی | نویسنده رمان

    دوستان عزیز سلام و ادب پارت امشب و پارت شنبه شب یک جا و ان شاءلله(😂) طولانی گذاشته میشه خیلی دلم میخواست روزهایی که پارت نذاشتم و جبران کنم اما واقعا از کیفیت رمان کم میشد امیدوارم شرمندتون نشم🌹

    ۴ سال پیش
  • سیتا

    2

    همین کم بو کیان گم شده مگه بچه هست که گم بشه 😃😃🙄🙄

    ۴ سال پیش
  • بهار

    0

    کیان چرا گم شد حتما پیش دوستشه

    ۴ سال پیش
  • مهراد

    1

    لطفا برین تو رمان های اولی به عطر رازقی رای بدین

    ۴ سال پیش
  • دخترای من

    2

    عالی👌 یعنی کیان کجاست ؟

    ۴ سال پیش
کپی شد!