سوگند به دست هایت ( جلد دوم رمان آخرین بوسه ) به قلم میم.الف (مهسا ٩٣)
پارت شانزده :
برای بار چندم تو آغوش بابا فرو رفتم. در گوشم گفت:
-مراقب خودت باشیا بچه! دل نگرونم نکنی!
ازش جدا شدم و با لبخند گفتم:
-نگرون نباش عشقم! درضمن شمام مراقب خودت باش. قرصاتم با حواس جمع سر موقع بخور! باشه؟
خندید و با انگشت اشاره زد رو دماغم:
-برو بچه!
ساکمو برداشتم و با قدمای اهسته رفتم سمت اتوبوس. رفتم تو و صندلیمو که یه صندلی تکی کنار پنجره بود؛ پیدا کردم و نشستم. با راه اف
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
ژیلا
0عالی بود مرسی
۱ سال پیشژیلا
0عالی بود مرسی
۱ سال پیشعسل
24تروخدا مثل رمانای دیگ نباشع ک رها بیاد ارازو با ی دختر ببینه زود قضاوت کنه باهاش سرد شع بعدش رها رو گروگان بگیرن اینا تروخدااا متفاوت باشه به اون عزیزم بگم من ت اینترنت خوندم ناقص بود ولی هدیه عطرنیس
۵ سال پیشمطهره
6بله درسته هدیه عطر نیست و یه همستر هستش
۵ سال پیشARAMIS
0همه رمانا همیجورین یه پسری هست که خیلی خره دخترو رو دوست داره هی پسر غیرتی میشه یه دختره کنه ای هم دور پسرو میپلکه دخترو میبینشون قضاوت میکنه سرد میشه و ای چرت و پرتا بعد دخترو گروگان میگیرن بعد پسرو
۵ سال پیشستایش
26واااااای بلاخره همو بوسیدن کم کم داره عشق بینشون شکل میگیره ممنون مهسا جون💓 و خانم دایانا عشق همیجوریه من خودم وقتی ب چشای نامزدم خیره میشم قفل میشیم رو هم تو خعلی خشنی😜
۵ سال پیشآفرت( دایانا
21درسته رمانه وبابداینطوری باشه تاآدم جذب کنه وخدایی جذب هم کرده رمانش عالیه هم یک هم دو❤اماستایش جان مطمئنی۱۵سالته آخه باعقل جورنیست درضمن عزیزم من اصلااینطوری که تومیگی نیستم یلشایدبخاطرکارم اینطوری
۵ سال پیشآفرت( دایانا
24بایدخشن باشم دیگه نتونستم مثل قبل شموکمی خشنم ولی عزیزم واقعایکم زیادی چرته ینی چی رهاتاآرازومیدیدقفل میکردتوچشاش😓 بنظرم کمی دورازذهنه🤗راجب توهنوزم تودوران هنگیدن بسرمیبرم۱۵سالونامزدداشتن نمیشه😲
۵ سال پیش?نگار?
0واه چ ربطی داره من ۱۵ سالم بود ازدواج کردم الا۱۹سالمه بچم تا چهار ماه دیه ب دنیا میا😍😍
۵ سال پیشاهو
1راست میگع آدم یادش میره رمان چیش کجا بودیم حسش میپرع کلا هر روز بزاری ممنونت میشم❤️❤️
۵ سال پیشفاطی
3جیییییییییییییییییغ درک نمکنم چرا اینقدر زود وا مده😐
۵ سال پیشدخترطبیعت
34تولو خدا عکس شخصیت بزار دیگه بابا مردم ازبس شکل و قیافه اینارو توذهنم تجسم کردم اخرشم نفهمیدم دقیقا باید چه شکلی باشه..............ಠಿ_ಠಿಠಿ_ಠಿ╮(. ❛ ᴗ ❛.)╭
۵ سال پیشمریم
18من رمان آخرین بوسه رو خواندم اگه کسی رمان اخرین بوسه رو نخوانده باشه از این رمان هیچی متوجه نمیشه
۵ سال پیشفاطمه
15سلام اره ولی رمان اخرین بوسه خیلی خیلی قشنگ و جذاب بود
۵ سال پیشSonia
8آره حتی بیشتر از این
۵ سال پیشاهو
7عاااااااالیع فقط زود پارت بزارید ما اینجا جوون مرگ میشیم
۵ سال پیشنجمه
12سلام میشه پارت های بیشتری بزارین از این رمان خیلی قشنگ
۵ سال پیش.....
9عالی بود مثل همیشه ولی خیلی کم بود
۵ سال پیشفاطمه
8سلام مرسی مهسا جونم🌺♥️عالیههه مثل همیشه خسته نباشی گلم از دست این رها و اراز من به جای اینا از خجالت اب شدم ولی تا این جا همه چیز خوبه و اگه این جوری پیش بره بهتره خواهش میکنم پایانش خوش باشه 🙂
۵ سال پیشآفرت( دایانا
24عالی چرااین دوتاانقدبی جنبن فرتوفرت به همدیگه نگامیکردنوقفل مرکزی ومیزدن روچشماهم😣 اگه من جارهابودم توپومیگرفتم میکوبیدم تونقطه ضعفش وازهستی ساقطش میکردم😝 والاپسرگوریل مهساجان بازم گل کاشتی عالیی😍
۵ سال پیشSaba
8مث همیشه عالی 🥺 🙃ولی تعداد پارتا هارو زیاد کنید و
۵ سال پیشAzin00110
15اوهو رها چقد زود وا داد اینا کلا خجالت نمیکشن😐😐😐😂😂
۵ سال پیشآرامیس
5آخرش واسش ساعت یا عطر مسخره😁😁😁😅
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
فاطمه
0ل