پارت سی و هشتم :

صدای زری از سالن بلند شد:
- شیدا خانوم... آقای پژوهان تشریف آوردن.
دخترک فورا گونه‌هایش را از اشک پاک کرد و پیاپی پلک زد تا رد اشک از چشم‌هایش پاک شود. خنده‌ای عمیق و اجباری بر چهره نشاند تا غم را بپوشاند. از اتاق بیرون رفت.
فرهاد چمدانش را از صندوق عقب ماشین برداشت و زری گفت:
- من میارم آقا...
- نه زری خانوم خیلی سنگینه. خودم میارم.
گوشی داخل جیبش لرزید و فرهاد ایستاد. هم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سما

    3

    فرهاد ی مرد مثل بقیه مردا شایدم بهتر .همسرش بهش خیانت کرد بچه هاش و ول کرد و رفت پی خوش گذرونیش و عشق فرهاد و ندیده گرفت .قرار نیس همیش راه برا برگشت باز باشه .بعضی چیزاقابل جبران نیس

    ۵ سال پیش
  • بهار

    2

    خوشبحال فرهاد بااین همه عشاق،ما زنای خاک بر سر هر کاری مردا بکنن میبخشیم حتی مردی که زن بچش ول کرده رفته با معشوقش ولی حالا تو این رمان جای زن مرد عوض شده باز مذکرها که فقط به فکر زیر شکم طرفدار دارن

    ۵ سال پیش
  • من

    3

    اگر یاد بگیریم ج*ن*سیت و نسبت رو نادیده بگیریم خیلی بهتر درک می کنیم آدمارو.شرایط یه انسان رو ببینید، جدا از مرد یا زن بودن،مادر یا نامادری، تنی یا ناتنی!

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    3

    خداقوت مثل همیشه عالی قلمت پایدار

    ۵ سال پیش
  • سوزی

    4

    چقدر این فرهاد گناه داره بعد چقدر وقت اومده بگه همه چیزو به شیوا و شیدا من مطمعنم شهرام یا دلارام این وسط یه گندی میزنن 😠 اخ فرهاد دلش واسه ریما تنگ شده اصلا فرهاد و ریما رو بدین من برم🤤😍

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    7

    واقعا کسایی که به فرهاد فحش میدن رو درک نمیکنم شما فقط ظاهر رو میبینید اون ۱۶سال عمرش رو گذاشته پای بچه ها یکم اومده به فکر خودش باشه گناه کرده فرهاد اصلا نتونسته زندگی کنه اون از دلارام اینم از شیوا

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    16

    چرا اینقدر فرهاد رو فحش می دین؟😐چرا شونزده سال صبوریش رو نمیگید؟دخترا کوچیک بودن ازدواج می کرد خوب بود؟الان اگه زنش بدم باشه باز نمی تونه دخترارو اذیت کنه.بدبخت بعد اینهمه سال حالا از یکی خوشش اومده

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    3

    یعنی چی یه هفته ای بهش وابسته شد؟ یعنی ریما رو از دختراش بیشتر دوست داره؟چرا؟عمه من بود دخترم دخترم میکرد؟الان میگه کاش به جای شیدا ریما اینجا بود!ایش!بهتر که نیست واقعا که....پدر نمونه!😑🙄😤😬

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    15

    ب نظرم هم فرهاد باید هر چه زودتر ب بچه ها بگه 😤 آخی دلش تنگ شده برای ریما 🥺

    ۵ سال پیش
  • مادر

    6

    لعنت بهت فرهاد اشغال از راه امد دلش برای ریما تنگه وای حوصله دختراش نداشت رفت خوابید بعد یه هفته اینم از نشونه های ازدواج

    ۵ سال پیش
  • :|

    20

    چه بی اعصاب :| از این بدتر تر ترم داریما، به این میگی اشغال به اونا چی میگی؟ :|

    ۵ سال پیش
  • S...

    20

    😐انقدر بدم میاد به فرهاد فحش میدید😒😂

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    26

    میترسم فرهاد نتونه حرف بزنه یعنی قبل گفتنش سروکله دلارام پیدا بشه دیگ کار از کار بگذره😬😧

    ۵ سال پیش
  • //

    8

    یعنی دلارام زر زد ؟ وقتی گف سورپرایزی نمیره تا فرهاد بیش تر از قبل بدش نیاد؟ نه فک کنم اخرش حرف میزنن مگراینکه شهرام کهکه تر بزنه :|

    ۵ سال پیش
  • ---

    22

    صد در صد دلارام جلوی در خونه اس وقتی این بدبختا از خواستگاری برگردن یا حتی بدتر قبل از خواستگاری میاد. البته خودش گف اینکارو نمیکنه چون نمیخواد فرهاد ازش متنفر شه. پس حتما شهرام میاد.

    ۵ سال پیش
کپی شد!