طالع دریا به قلم مرجان فریدی
پارت هفتاد و یک :
با بغض دستم روی دهنم گذاشتم...
-چه خبره! این چه بازی ایه دیگه...
دندونم و روی لبم فشردم و صاف ایستادم...
فکر کن دنیز...باید درستش کنی...
باید سر نخ پیدا کنی...
سر تکون دادم و با سرعت ب سمت سوپر مارکت رفتم تا دست خالی به خونه برنگردم.
درسته از اومدن مامان و بابا و سارینا خوشحال شده بودم ولی واقعا بد موقعی اومده بودن.
و نمیدونستم باید چیکار کنم.
***
خریدارو روی کانتر
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
L
7تنها چیزی که درباره ی این رمان میشه گفت اینه که واقعا محشره🤩😍🤩😍
۶ سال پیشZynb
5عالی بود💕 فکر کنم پارت بعد بمبه😂❤
۶ سال پیشدنیا(فاطمه)اسم اصلیم
4خیلی دوست دارم زمان پارت اصلی فرا برسه🙂
۶ سال پیشملکه
6خیلی قشنگه رمانش دمت گرم مرجان جون 😻😻😻
۶ سال پیشنگین مغرور شیطون...
10یعنی بابا حلالت دست مریزاد منکه حال کردم باخوندنش دمت گرم دست خوش بازم ازین رمانا بزار چاکرتیم....زد زیاد😘😉😉😎
۶ سال پیشسایان
7عالی عالی عالی خیلی خوبع 😍😍😘😘😘✨💙
۶ سال پیش@ناشناس
11فک میکنم میلاد اونجا به شخصیت اصلیش برگرده
۶ سال پیشhadis
22من خیلی دلم میخواد درباره مریضیه میلاد بیشتر بفهمم کاش زودتر بفهمیم چرا اینقده همه چیز میلاد به موقع هست من واقعا کنجکاو شدم 🤔🤨😐
۶ سال پیشبه توچه
46یه حسی بهم میگه پارتنر رقصش دنیز 🤔🤔🤔🤔
۶ سال پیش...
23حست خیلی دقیقه 😁✌🏻
۶ سال پیشآرام
16ایول بابا دست مریزاد خیلی باحال بود خاله وقتشه با واقعیت ها روبه رو بشیم اما جای حساسی تمام شد 😕❤
۶ سال پیشنام من به توچه
17منو این همه خوشبختی محاااااله یعنی ممکنه بفهمه ااااااا برگام ریخت عالی عالییی
۶ سال پیشالی
14لنتی چ جای حساسی تموم شد😂 منو این حال غریبو...
۶ سال پیشفاطیما جنگجو
11پارت بعدی فوق العاده است🤤🤤🤤🤤😂😍😍🔥
۶ سال پیشمعصومه
7خوب😐😑😑😑
۶ سال پیشFady.h
24من میرم در اثر کنجکاوی در افق محو شم😐
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Samin
8خدایا من خیلی گیج شددددم🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️ خانم فریدی بازم ممنون🥰