پارت سی و پنجم :

امیرعلی پشت میز پیانو نشسته و یک دستش زیر چانه بود. دست دیگرش با بی‌حوصلگی روی کلاویه‌ها حرکت می‌کرد. امیرسام در حالی که دو پیراهن دستش بود جلو آمد و گفت:
- به نظرت برای بعدازظهر کدوم رو بپوشم؟
ابروهای امیرعلی در هم رفت و لب زد:
- هیچکدوم! دو تاش مال منه‌آ!
- جونِ داداش اذیت نکن... تو که اینا رو سالی یه بارم نمی‌پوشی.
امیرعلی نگاه چپ چپی انداخت و لب‌هایش فشرده شد. نفس پ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کارین

    0

    کارین هستم دنبال یه رفیق فقط دختر باشه ممنون

    ۵ سال پیش
  • آریل

    12

    امیرعلی که به شیدا نزدیک میشه شیدا هم فکر میکنه دوسش داره دیگه و چون امیرعلی و شیوا خیلی دعوا میکنن فکر اینو که امیرعلی عاشق شیوا بشه رو نمیکنه حالا می بریم میدوزیم تنم میکنیم حالا چه دیدی برعکس شد

    ۵ سال پیش
  • بهاره

    12

    از این میترسم که امیرعلی عاشق شیوا بشه و شیدای بدبخت نابود بشه ترو خدا کاری کن امیر علی و شیدا به هم برسنننننن

    ۵ سال پیش
  • گل سرخ

    10

    نگارجون اگه میشه رمان فرارازسنت راانلاین کنید

    ۵ سال پیش
  • فافا

    23

    شیداعاشق امیرعلی هست اینطور که مشخصه امیرعلی برا نزدیک شدن به شیوا میخواد از شیدا استفاده کنه این *** باعث بیشتر وابسته شدن شیدا میشه بعد معلوم نیست بین دو خواهر چی میشه این خیلی بده

    ۵ سال پیش
  • .

    5

    سلام نگار جون خسته نباشی🥲♥️میشه بگی کی رمانه تموم میشه؟ اخه میدونی خیلیی خوشگله من دوتا پارتش خوندم به شدت عاشقش شدم بعد خیلی کم تحمل هستم نمیتونم تحمل کنم تا تموم شه منتظرم ک کلا تموم شه🥲💋

    ۵ سال پیش
  • فری

    27

    از ادامه رمان میترسم دو خواهر عاشق یه پسر و پسر عاشق یکیش بشه این سخته دوس ندارم ایطور بشه

    ۵ سال پیش
  • سوزی

    11

    شما فری که میگی دوست نداری دوتا خواهر عاشق یه پسر بشن بابا جذابیت رمان به همینه دیگه خسته شدیم از اونجور رمان که یه پسر یه دختر هست اینجوری باحال تره نمیفهمی تهش چی میشه نگارجون با قدرت ادامه بده💋

    ۵ سال پیش
  • ---

    12

    راس نیگه اینجوری جدیده چون همیشه یه ایل پسر عاشق یه دختر میشن که تکراریه ولی اینجا دو تا دختر تازه خواهر جدیده. البته دلم واس جفتشون میسوزه اگه اینجوری شه :| شیدای کوچولو و شیوای کم تحمل :(

    ۵ سال پیش
  • M

    2

    دوستان، خانوم محمدی تو پارت34 پیام گذاشتن درباره تعداد پارت ها، و توضیح دادن برید پیامشون رو بخونید و لطفا اینقدر نگید پارت بیشتر بذار

    ۵ سال پیش
  • M

    5

    سلام ...رمان خیلی خوبی هستش اما نویسنده عزیز اگر امکانش و وقتش رو دارین لطفا لطفا لطفا پارت های بیشتری بذارین مرسی🤍🌿

    ۵ سال پیش
  • محدثه

    5

    رمانت خیلی قشنگه فقط اینکه روزای پارک گزاری خیلی کمه آدم فراموش میکنه

    ۵ سال پیش
  • زهراقنبری

    8

    بازم مثل همیشه نگارجون برنده میشه احسنت ومرحبابه این قلم آدم رومیخکوب میکنه تابفهمه آخرچی میشه قلمت پایدارعزیزممثل همیشه جذاب وخواندنی

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    4

    نگار جون عالی ممنونم 👌🙏

    ۵ سال پیش
کپی شد!