پارت بیست و نهم :

فرهاد از کافی‌شاپ بیرون آمد. سمت ماشین رفت و پشت فرمان نشست. نگاهش به ریما بود که سوار ماشین امیریل می‌شد. صدایی ملامت‌وار درونش فریاد می‌زد و منعش می‌کرد از این ازدواج. سوییچ را چرخاند و با روشن شدن ماشین حرکت کرد. در جواب صدای مزاحم دورنش، مصرانه و حرص‌آلود با خودش زمزمه می‌کرد:
- تا کی؟ چند سال پاسوز دلارام باشم؟ لابد اون خودش ازدواج کرده، شاید بچه هم داشته باشه. اونوقت من چی؟ پ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • shakiba

    1

    واقعاعالیه ولی ای کاش میشد عکس شخصیت های داستانوبذاره

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    0

    من که تا ۱ساعت و۸دقیقه دیگه میمیرم

    ۵ سال پیش
  • (:

    1

    جاااااان مامانتتتتت زودتر بزار پارت بعدی روووووووووووووووو

    ۵ سال پیش
  • پریشون

    4

    نویسنده عزیزززز جان جددت فرهادو ریمارو به هم برسون این دلارامو بی خیال گناه داره ریمااااا😭😭🥲

    ۵ سال پیش
  • یه بنده خدایی

    10

    بنطرتون پارتنر فرهاد کیه دلارام یا ریما یعنی فرهاد برمیگرده به دلارام یا عاشق ریما میشه خداکنه ریما و فرهاد پارتنر باشن من خودم رو ریما کراشم اخه چقدر دلسوزی تو 😍

    ۵ سال پیش
  • دنیا

    4

    فکر کنم ریما چون تو خلاصه رمان تو *** نوشته یه ازدواج پنهان 💜

    ۵ سال پیش
  • مهر

    13

    نباید زود ویه طرفه قضاوت کرد شما هیچیز از دلارام نمیدونیدفقط حرف های فرهاد رو شنید واز زبان دلارام نشیدید ما زنا مرداها،زود میبخشیم حتی (هوو) بیارن ،ولی حق نمیدیم یه زن اشتباه کنه وپشیمون بشه برگرده

    ۵ سال پیش
  • >>>

    4

    هیچ زنی تا حالا همچین چیزی رو نبخشیده فقط اگر جایی واسه رفتن نداشته، با این مسئله کنار اومده همین.

    ۵ سال پیش
  • آریل

    11

    درسته دلارام بد کرد ولی پشیمونه ولی وقتی برمیگرده که دیره و فرهاد شاید قبل از اینکه ریما بیاد تو زندگیش قبولش کنه اما الان هرگز و من از دلارام بدم نمیاد نمیدونم چرا

    ۵ سال پیش
  • حالا هرکی

    12

    اومای گاد خانم نویسنده عاشق روند و سرعت رمانتم عالی بیست بیست چه زود عنتر خانم تشریف اورد منظورم دلارام😅ببین نویسنده من طرف ریما هسم حق نداری بخاطر دلارام اذیتش کنی وگرنه با من طرفی 😘

    ۵ سال پیش
  • رها

    7

    الان دلارام پشیمونه درست مادره حق دیدن بچه هاشو داره یه مادر هرچقدر بدی کنه مادره بعدش هم ما باید یه بار دیگه داستان از زبون دلارام بشنویم هرچقدرم حق بادلارام باشه ۲0 سال دیگه زیادی فرهاد نباید ببخشتش

    ۵ سال پیش
  • دلارام

    4

    عهم اومجای جالب میشععع کههه دلارام به خواستی خودش جدا نشدع از فرهاد وبچه هاشش جیغغ عررر

    ۵ سال پیش
  • زینب

    9

    دلارامم بعدبیست سال برگشته فیلش یادهندوستان کرده میگه فرهادکه زن نگرفته می رم هم خودش قبولم می کنه هم بچه هادیگه شهرامم بی انصافی میکنه

    ۵ سال پیش
  • زینب

    5

    خدانکنه اماماخودمونم هم مادریم کجابچه هامون تنهامی زاریم جایی بریم یه نمونش خودم اگه بچم پیشم نباشه انگاریه چی گم کردم

    ۵ سال پیش
  • زینب

    13

    اگه فرهاددلارام روقبول کنه اشتباه بزرگیه اگه بچه هاشه دوست داشت چرارفت الان بعدبیست سال برگشته که دلم واسه بچه هام تنگ شده اینم الکیه

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    22

    منطقی نمیاد که فرهاد ریما رو کنار بزنه و دوباره با دلارام ازدواج کنه. به نظرم این حق فرهاد و ریماس که بعد سختی هایی که داشتن به هم برسن. اگه فرهاد دوباره با دیدن دلارام هوایی بشه کلیشه ای میشه

    ۵ سال پیش
  • نیایش

    9

    حس میکنم دلارامم یه مشکلی داره

    ۵ سال پیش
کپی شد!