پارت یک :

دستان مهربانش را یکبار دیگر روی صورتم کشید و پیشانی ام را بوسید .دستانم را دور پهلوهایش گذاشتم و بوی زعفران خوش عطرش را درون ریه فرستادم ...
بعد از گذروندن دوسال طرح پرستاری ام به تهران برگشتم و اول از همه پیش بی بی مریم امدم .
_دلم براتون تنگ شده بود بی بی ...
چایی خوشرنگی

این رمان به اتمام رسیده است و به درخواست نویسنده به علت (چاپ یا ویرایش) تا اطلاع ثانوی امکان مطالعه آن وجود ندارد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زهره

    0

    هنوزنخوندمش. چرابازنمیشه🙄🤔

    ۳ سال پیش
  • ٺ

    2

    نویسنده عزیز پیشنهاد میکنم که درباره هر موضوعی بیشتر وقت بزاری یعنی بیشتر درباره اش توضیح بدین اینطوری رمان جذاب تر میشه و به افکار شخصیت هاتون بیشتر پر و بال بدین از هر موضوعی به سادگی گذر نکن

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    🙏⁦❤️⁩بچه ها من فقط دوست ندارم حوصلتون سر بره ...ولی از این به بعد بیشتر راجب یه موضوع مینویسم

    ۵ سال پیش
  • نازی

    0

    یه سوال وقتی رمانو نوشتی پارت پارت نوشتی یا کامل نپشتی بعد گذاشتیش🤔

    ۳ سال پیش
  • نسترن

    7

    از همین پارت اول از عمه اش و برسام متنفر شدم

    ۵ سال پیش
  • sara

    1

    اکی ولی برسام خیلی کراشه🌚😂💙

    ۴ سال پیش
  • زهراقنبری

    0

    قلمت پایدارعزیزم چقدرقشنگ وجذاب نوشتی تمام شخصیتهاهم خیلی زیبا جاگذاری کردی باخوندن اولین پارت خیلی لذت بردم میرم تابقیه اش روبخونم

    ۵ سال پیش
  • ارغوان

    0

    کی ۱۱ساعت تمام میشه هی فاطمه جون رمانهای دیگتو میگی بخونم..

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    رمان اولم ماه قلب منه .چاپ شده عزیزم .به ایدی تلگرام یااینستاگرامم پیام بدین

    ۵ سال پیش
  • ٺ

    2

    و از اصطلاحات روانشناسی و جمله های کلیشه ای استفاده کن امیدوارم این نظر من و مبنی بر دخالت نزارین 🙏😊 میدونم رمانتون روز به روز بهتر میشه 💫 فقط لطفا زمان پارت گذاری و بیشتر کن مرسی

    ۵ سال پیش
  • پناه

    8

    فاطمه بانو به عنوان یک نویسنده میگم عزیزم هنوز نتونستی احساسات رو خوب بیان کنی یعنی باید جوری بنویسی و اون لحظات رو بیان کنی که خواننده هم درکش کنه از نظرم تنها عیب این پارت همین بود. موفق باشید...💓

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم ممنون از نظرتون؟میشه بپرسم شما نویسنده کدوم رمان هستین؟بعدم این پارت اوله ..اگه جایی تو کلمه ها عیب و ایراد داره بهم بگین

    ۵ سال پیش
  • پناه

    3

    من رمانم رو هنوز منتشر نکردم درواقع قصد دارم تمومش کنم بعد چاپ کنم ولی چند سالی هست که می نویسم. نه عزیزم بقیه ی جاها خیلی خوب و دقیق بود💓خداقوت

    ۵ سال پیش
  • رز مشکی

    2

    پارت اول رو خوندم وبه نظرم رمان خوبیه امیدوارم تا آخر همینطور عالی باشه😉

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    2

    من امروز شروع ب خوندن کردم عزیز دلم نویسنده جان فاطمه جان امیدوارم مانا باشی و موفق 🙏

    ۵ سال پیش
  • آتنا

    6

    الان ساعت ۳:۳۰ صبح هست من پارت اول رو خوندم ولی بنظرم ماجراهای خوبی در انتظار هست (رمان خوبیه)🤞🤪

    ۵ سال پیش
  • فرشته

    8

    خواهشا برسام نقش مقابل ستوده نباشه یکی دیگه بیاد لطفا بیزحمت عکس شخصیت هارو هم بزار

    ۵ سال پیش
  • دریا

    5

    رمان جالبی به نظر میرسه مشتاقم به ادامه اش

    ۵ سال پیش
  • حسنا

    5

    خیلی عذاب اوره کسی رو دوست داشته باشی ولی اون ن.اخه پسره ی الدنگ تو که دختررو دوست نداری غلط میکنی اونو هوایی میکنی😔

    ۵ سال پیش
  • پر پر

    9

    نویسنده عزیز به نظر میاد رمانت جالب باشه فقط عکس شخصیت ها رو هم بزار ممنون😍

    ۵ سال پیش
  • F

    10

    رمان قشنگیه فقط خواهشا دختره از اون هایی نباشه که هرکی هرچی خواست بهش بگهو این هیچی نگه و خودش رو بزنه به اون راه🙏🏻😊و یه خواهش دیگه هم داشتم لطفا عکس شخصیت ها رو بزارید

    ۵ سال پیش
کپی شد!