پارت هفتاد و هفتم :


- من غلط بکنم...

چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید.
- الان تو چرا داری حرص و جوش می خوری؟

به سمتش چرخیدم و توی چشمای آبی اش خیره شدم و تند گفتم:
- چون دارم عاشقت میشم! عاشق یه دیوونه... قشنگ می دونم خریته ولی نمی تونم جلوی حسمو بگیرم.

اشکی از چشمش چکید و راه اشکای دیگه رو باز کرد. روم رو برگردوندم و چشمام رو بستم و نفس عمیقی کشیدم.
- گریه نکن!

ولی انگار ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یاسمن

    0

    خیلی فوق العاده س من ویانا نیوز رو همه قبلا خوندم و عاشق کار هاتونم کاش سیاهی لشکر آخرین کار طنزتون نبود رمان های طنز الان همه آبکیه و کپی شما که اینقدر خوب مینویسید حیفه دیگه رمان طنز ننویسید😑

    ۵ سال پیش
  • به‌توچه

    5

    یا خودا ناز و نوازش... با کفگیر و دمپایی

    ۵ سال پیش
  • به‌تو‌چه

    4

    و ددریا غیرتی میشود... دارادادام🤣🍳🔪💔🩴علی جان مواظب باش

    ۵ سال پیش
  • یاشیل

    7

    وایی جر هانا خاک توسرت 😂وویی من چجوری وایسم پارت بعدی بیاد😐💔

    ۵ سال پیش
  • ..

    10

    الاغ صادراتی 😔😂

    ۵ سال پیش
  • اخه یکی نیست

    4

    چ همش چ مامان هاااناااا😂

    ۵ سال پیش
  • .

    8

    وااای جررر این یکی زیادی خوب بود 😔🤌🏻

    ۵ سال پیش
  • ،،،

    9

    واییییی چقد مامان هانا باحاله😂😂😂😂ولی درکش میکنم مامان منم خیلی با دمپاییش تهدیدم میکنه💔😂😂

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    11

    قلمت پایدار آمنه جون رمانت باعث میشه تو این استرس امتحانات خنده رو لبمون بیاد.

    ۵ سال پیش
  • ویولت

    8

    وای مردم از خنده😂🤣

    ۵ سال پیش
  • بارین

    8

    مانان من گپ مامانه هاناعه انروز با دسته ی جارو برقی افتاده بود دنبالم ک چرا اتقد میخوابی 😂😔

    ۵ سال پیش
  • M

    10

    هاناوباز گند زد اخه این چرا اینجورههه خب عزیز من اصلا بزار عکس ببینی بعد به اون بدبخت فوش بده😥😥😐😐😐😕😕😕😕

    ۵ سال پیش
  • mooyna

    9

    ولی من اصلا از این صمیمت بیش از حد هانا و دلارام خوشم نیومد ...درسته دلارام معذرت خواهی کرد و هانا هم بخشیدش ولی اینکه هانا ببرتش تو اکیپشون کار اشتباهی بود.

    ۵ سال پیش
  • mooyna

    13

    حالا اینکه رمانه و داستان واقعی نیست ولی با توجه به رابطه ای که دلارام یزدان داشتن که درحد یه بغل کردن نبود ووووو خیلی بیش از اینا بود بنظرم کار هانا اشتباه بود

    ۵ سال پیش
  • ---

    9

    به نظر من که جنبه شو نشون میده. اشکالی نمیبینم

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    9

    درسته منم خوشم نیومد ازاین کار بالاخره باوجود رابطه خیلی نزدیک و بی *** ای ک داشتن اشتباه بود بخشیدش درست اما فاصله ها بایدحفظ میشدبا این کار مدام چشم تو چشم میشن خاطرات ممنوعه یادآوری میشه باعث لغظش

    ۵ سال پیش
  • mooyna

    4

    دقیقا،منظور منم همین بود 💕

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    3

    👍👍🤎

    ۵ سال پیش
  • دخی جذاب

    11

    دلارام متوجه اشتباهش شد این خیلی خوبه که ادما همدیگه رو ببخشن و کینه به دل نگیرن و این که ی اتفاقی افتاده تو گذشته تموم شده و حالا هم پشیمونه اتفاقا کار خوبی کردن که باهاش انقدر صمیمی شدن

    ۵ سال پیش
  • mooyna

    7

    کسی نگف کار بدی کرد که دلارام رو بخشید، یه چیزی بوده تموم شده رفته و خوب کاری کرد که بخشییدش ولی این صمیمیت بیش از حدشون دور از منطقه

    ۵ سال پیش
  • مبینا

    18

    این پارت از همه بهتر بود🤣هانا مامان هانا هرچی به هانا مربوطه سوژست من هنوز تو شُک رابطه دلارام و هانام هنوز درحال برگ ریزونم😐😂💜

    ۵ سال پیش
کپی شد!