پارت هفتاد و هفتم :
اتابک نیشخندی زد و گفت:
- به این حرفت مطمئنی؟ که هر شرطی رو حاضری قبول کنی؟
نینای بیتعلل سر جنباند و لب زد:
- آره، مطمئنم.
اتابک مکث کوتاهی کرد و لبخند از لبش محو شد. نفسی عمیق از سینه بیرون داد و صافتر نشست.
- دوسش داری؟
سؤال اتابک، نینای را متعجب کرد و گنگ نگاهش میکرد که اتابک ادامه داد:
- آخه میگی حاضری هر کاری واسه آزادیش بکنی، بدون هیچ فکری!
نینای ابرو
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

میم
1مرگ خیلی بهتر از این شرط ها بود 😭😭😭