پارت شصت و سوم :

خیره به نگاه آبیش کم کم پلکای سنگینم دست از مقاومت برداشتن و خوابم برد.
***
چشمام و آروم باز کردم.گیج با بدنی که حس میکردم سنگین شده و نقطه نقطش درد میکنه کمی تو جام جابه جا شدم.
دستمال خیسی که روی پیشونیم قرار داشت با حرکتم کنارم افتاد.
پتو رو کنار زدم رو میز کنارم تشت آب و چند تا قرص و لیوان آب بود.
متعجب سرم و چرخوندم.
-آتیش؟
با شنیدن صدای خروسی و گرفتم چشمام گرد شØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • درسا

    5

    خیلیییییی عالی بود

    ۲ سال پیش
  • .

    10

    چه جالب :/ برای خودش نامع می نویسه😭

    ۶ سال پیش
  • فاطیما جنگجو

    17

    اسسسسسسترررررس داررررم اگ میلاد بفهم دنیز روانپزشکه....😐😐😱😱😱😱😱😱😱😰😬🤯🤯🤯🤦 ♀️🤦 ♀️ایزی ایزی تمام تمام ➰🔥

    ۶ سال پیش
  • Nazi

    5

    جرررر😂

    ۶ سال پیش
  • ن

    43

    کیا دوست دارن با کسی مثل میلاد رو به رو بشن؟ خدا برا همتون یکی مثل میلاد رو بده.اگه شما نخواین که هیچ ولی من خودم خییییییلی دوس دارم😍😢

    ۶ سال پیش
  • ♡•_•♡

    7

    این که آدم با فردی مثل میلاد روبه رو بشی وحشتناکه خیلی سخته ومن واقعا درکتون نمیکنم چه نقطه مثبتی تو رفتار میلاد دیدی که اینو میگی😕😕😳

    ۶ سال پیش
  • hiva

    23

    میلاد خیلیم خوبه کجاش وحشتناکه😐 بده زندگیت هیجان داره 😂

    ۶ سال پیش
  • زندگی

    8

    مرجان جون حرف نداری عاااالی❤❤❤

    ۶ سال پیش
  • هستی

    3

    خیلی عالی ❤️😍❤️😍

    ۶ سال پیش
  • :)تنها

    7

    رمان بسیار عالی هسته اما لطفا زودتر پارت هارو یکمی زودتر بزار که دوست دارم هرچه سریع تر مابقی رو بخونم:)))

    ۶ سال پیش
  • pari

    5

    به نظر من مرجان فریدی خیلی عالیه رماناش ولی میشه رمان دختر بد پسر بدتر رو ادامه بدید؟جلد دومش،لطفا:) 🙂🙏🏻مثلا بچه در شدنشون یا دعواهاشون فرقی داره فقط بذارید خواهش میکنم:)😭

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    9

    رمان های خانوم مرچان فریدی همه ی ژانر ها رو به اندازه داره.هیجانی، اجتماعی، طنز، عاشقانه و... و همینه که جذابش می کنه و با بقیه فرقش میده

    ۶ سال پیش
  • سایان

    16

    واااای وقتی میلاد گفت توی خواب هزیون میگفتی ینی سکتیع ناقص زدم فک کردم فهمید ک دنیز روانشناسع اوووف 😥😥 وع مث همیشع عاااااااااااااالللللللللییییییییببیب😍😍😍😛💜💜😘😘

    ۶ سال پیش
  • ،،

    15

    وای ننه چ رمانتیک ،، خیلی قشنگ بود ،، مرسی

    ۶ سال پیش
  • صورتی

    16

    واییییییی خیلی شیرین و رمانتیک بود میلاد خیلی مغروره اما قشنگ ط دل ادم میشینه ^_^❤❤ツ

    ۶ سال پیش
  • پروانه

    15

    آخی بیچاره میلاد 😔😔

    ۶ سال پیش
  • H♡Z

    16

    وااییی خعلی عالیه رمانتون من که عاشقش شدم♥️♥️

    ۶ سال پیش
  • N

    19

    به نظرم اگه دنیز تو کار اینجور چیزا می ره و قصد خوب کردن ادمای که بیماری شون خطرناکه مثل میلاد باید یه کم قوی تر از چیزی که الان هست باشه یکم شخصیت تیتیش مامانی داره یکم شیطون تر باشه رمان باحال تر

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️