پارت پنجاه و دوم :

خودم رو جمع و جور کردم و بعد رفتن پرستار، با این دو تا بیرون رفتم. بینشون بودم و هر از گاهی نگاهی به دو طرفم می انداختم. یعنی هیچ وقت به فکرمم نمی رسید یه روزی اینجوری بشه. هعیی خدا... بازم شکرت!
از بیمارستان بیرون رفتیم و سوار ماشین فریاد شدیم. تا حرکت کرد، گوشی توی کیفم لرزید... کیفم رو از کنارم برداشتم و روی پام گذاشتم. بی رمق دست بردم و زیپش رو باز کردم و گوشی رو در آوردم. روی صفحه اسم آو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسودا

    3

    اینجا ک گفته بود نمنه یعنی چی؟

    ۵ سال پیش
  • .

    0

    کلمه ترکیه. فککنم میشه چی میگی

    ۵ سال پیش
  • محدثه

    8

    من واقعاو یانارو درک میکنم منم مثل ویانام مامانم که همش به فکر مانیکور ناخونشه و میکاپ صورتشه بابامم همش تو مئموریت کاریه برادرمم که همش به فکر دوست دختراشه و من همیشه رو پای خودم ایستادم تنها و تنها

    ۶ سال پیش
  • maryam♠

    27

    واقعا حسه ویانا رو درک میکنم . نه مامان و باباش بهش توجه میکنن و نه برادری که باید پشتش باشه . منم دقیقا مثله ویانا سر به هوا بودم خیلی خراب کاری میکردم . ولی راه حلو پیدا کردم . راحش غرور بود.:

    ۶ سال پیش
  • Fatemeh

    11

    دقیقامن خودم خیلی مغرورم به نظرخودم و اینطورکه بقیه میگن جذاب و باهوشم هستم و تمام پسرایی که میشناسم دنبالمن اما دختر عموم چون با همه چه دختر چه پسرمهربونه هیچ *** بهش اهمیت نمیده حتی کسی که عاشقش شد🖤

    ۶ سال پیش
  • دلسا

    13

    به نظرمن اگر ویانا شخصیت مغروری داشته باشه خیلی بهتر چون اینطوری برای خودش ارزش واحترام میخره😊😊

    ۶ سال پیش
  • .

    14

    نه بابا خسته شدم از بس دختره مغروره دیگه حالم از کلمه مغرور به هم میخوره

    ۶ سال پیش
  • ROSHA

    8

    خیلی جذابع😂فقد بی زحمت بیشتر پارت بذارین یا پارتا رو طولانی تر کنین💛

    ۶ سال پیش
  • مروارید

    6

    عالی چه داداشی به به😭😭😭😭

    ۶ سال پیش
  • تی تی

    6

    عالی 👌 👌 👌 👌 بودددد ولی پارت ها کم😞

    ۶ سال پیش
  • پانی

    7

    منم از ویانای مغرور بیشتر خوشم میاد

    ۶ سال پیش
  • دخی شیطون بلا

    18

    بزنم فَک همچین داداش رو بیارم پایین اَه 😒ینی چی اخه چرا هچ *** ب ویانا فک نمیکنه اخه🖤من خودمم دوتا داداش عین واران دارم،لج باز و اسکل و احمقن😂و خودشیفته و مغرورن ولی مث کوه پشتم هستن🤗

    ۶ سال پیش
  • Sepideh

    12

    رمان خیلی خوبه. میدونی ویانا دیگه خیلی بهشون رو میده اگه مثل همون موقع ایی ک آویز تو دفتر بهش گفت همه مسخرت میکنن مغرور شد اگه همونجوری ادامه بده ادم حسابش میکنن و اتقدر تحقیرش نمیکنن

    ۶ سال پیش
  • حنانه

    6

    عالی بود ممنون از رمان خوبتون فقط پارت ها کوتاهه زود تموم میشه

    ۶ سال پیش
  • آرمیتا

    10

    عالی مث همیشه 😍 خوبه حداقل ویانا زیاد بهشون رو نمیده همین کارش درسته 😁 جلل جالب😂😂😅 دستتون مرسی 😘

    ۶ سال پیش
  • .

    4

    برنامتون عااااااالیه😍😍😍😍😍

    ۶ سال پیش
  • سارا

    15

    دلم براش سوخت😢😢

    ۶ سال پیش
  • ترانه

    22

    دیدین هرچه قد از یکی بدتون میاد اون همش عین کنه میچسبه به ادم ویانا ام باس سگم باشه همه بیان طرفش والا لیاقت ندارن که

    ۶ سال پیش
  • ترانه

    20

    من ب جای ویانا بودم از خونه بیرون میزدم والا باباش و داداش و ننه که همش کارشون شده تحقیر باید پولاشو جمع کنه بره از اونجا وگرنه دیونه میشه از دستشون

    ۶ سال پیش
کپی شد!