پارت سی و هفتم :


با تموم شدن حرفم خودم زدم زیر خنده و تا می تونستم خندیدم، ولی نگاهم که به چهره اون دوتا افتاد، خودم رو جمع و جور کردم. روشنک چشماش رو ریز کرده بود و یه ابروش رو داده بود بالا، دریا هم پوکر نگام می کرد.
چند تا سرفه کردم تا سر و تهش رو هم بیارم که روشنک گفت:
- بحثو عوض نکن، نذار حرفات تو دلت بمونه، تو پیش خودتم نمی تونی اعتراف کنی هانا!

- ببینین شاید عشق نباشه...

دریا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • malikeh

    2

    😭😭😭😭😭😭😭

    ۵ سال پیش
  • 3

    وای چقد بدم میاد از این دلارام *** دلم میخواد بزنم یزدانو دلارام با اون قیافه نحسش بکشم

    ۵ سال پیش
  • مص

    9

    این پارت ی کوچولو غمگین بود ولی میدونم هانا از دماغ اون دلارام اختاپوس در میاره حساب یزدانم میرسه امیدوارم اینطوری شه

    ۵ سال پیش
  • فاف

    22

    یوهوووو تو پارت بعدی به قسمتای جدید ک نخونده بودیم میرسیمممم😍😄💃 خعلی عشقی هانا ک نزاشتی شکستنتو ببینن😢👌👏

    ۵ سال پیش
  • ❤گرگ دختر❤

    3

    خدایی موافقم 😁

    ۵ سال پیش
  • Dayana

    2

    هانا که عقشه واقعا ولی پارت بعدی جدید نیست هنوز یه سه چهار پارتی مونده

    ۵ سال پیش
  • Dayana

    11

    هرچی درد بیشتر لبخندا عمیق تر!

    ۵ سال پیش
  • Dayana

    8

    این پارت خیلی غمگین بود مخصوصا شعرش که میگفت من با یه دل پر از شکستگی منصرف شدم از عاشقی

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    9

    یزدان لیاقت نداره که باهانا باشه امیدوارم هانا که رفت دانشگاه با یک پسر عیت خودش ازدواج کنه

    ۵ سال پیش
  • Zahra

    13

    ،وای دلم میخواد فک یزدانو بیارم پایین😐

    ۵ سال پیش
  • الما

    15

    خب خب بچه ها من قراره پارت بعدی برم دلارام و سر به نیستش کنم تا اینقدر زرزر نکنه حالا کیا هسن بیان بسیج شیم😏😌😈

    ۵ سال پیش
  • Hasti

    15

    خدایی خیلی از دست این دلارام چندش حرص میخورم😑هععیی ولی از طرفی دلم برای هانا سوخت الهی😕

    ۵ سال پیش
  • .

    13

    یزدانه عوضی ازت متنفر شدم

    ۵ سال پیش
  • ❤گرگ دختر❤

    17

    افرین هانا خوشم اومد دختره قوی 💪💪💪 من بی صبرانه منتظر پارت بعدیش هستم 😘😘😘😘

    ۵ سال پیش
  • مریم

    21

    دیدین گفتم همین قسمته که دلارام با یزدان رو میبینه. دلم برا هانا میسوزه😭

    ۵ سال پیش
  • ❤گرگ دختر❤

    14

    نگران نباش هانا قویه 💪💪

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    31

    دوتا منگل و خوب اومد👌🏻👌🏻😂😂فقط خیلی یزدان کثافت حالا هر دلیلی هم داشته باشه الکی نمیاد دست دلارام و بگیره یا اینکه حرف دلارام و راجب عشق رد می کرد😒😒

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    31

    اینه ای ایول دختر قوی💪🏻✌هیچکس نباید بتونه غرورت رو خورد کنه حتی کسی ک دوست داشتی اما ولت کرد و رفت

    ۵ سال پیش
کپی شد!