پارت سی و پنجم :
- پاشو بریم تو اتاقت راحت حرف بزنیم.
بعدم خودش بلند شد و از جمع معذرت خواهی کرد و رفتیم. دریا هم که فهمید یه چیزی قراره بشه، دنبالمون اومد. وارد اتاق که شدیم، روشنک گفت:
- ولی انگار دلارام به برسام پا نمیده، دیدی چقدر ناراحت بود؟
دریا که از اول حرفامون رو نشنیده بود پرسید:
- چی شده؟ میشه به منم بگین؟
براش ماجرارو تعریف کردم که متفکر سری تکون داد.
- دلارام
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ندا
0خاک😐😂😂😂
۵ سال پیشدریا
4من میمیرم تا برسه به اونجایی که تو جلد دوم نصفه ای نوشته شده بود عاقا جون مش قربون محله مون پارت هارو زیادش کن
۵ سال پیشمبینا
5😂دریا خودش دنیایه
۵ سال پیشمیا
3وای دمت گرم من الان ت واحدم این پارتو خوندم جوری پوکیدم از خنده نزدیک بود پرتم کنن بیرون
۵ سال پیشDayana
10دیوونه 😂😂😂نه گذاشت نه برداشت میگه عاشق شدی
۵ سال پیشDelaram
7😂😂😂آخی گربه 😂
۵ سال پیش?•-•فندق کوشولو
32خوانندگان عزیز آماده باشید که دیگه نرم نرمک داریم به اون قسمت ول شده میرسیم=)
۵ سال پیشدریا
22بابا خفن بابا ایول عاشق اسمم شدم منم معروف به دری خلم کلا دریا ها خود شیطون برسااااممممم😂😍🤣
۵ سال پیشترکان
19اقا میشه عکس برسام رو بزارین؟.... واییییی امارات کراش من امنه جون ممممم😍😂😅
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شقایق
1وای عالیه ولی امید وارم آخرش هرکی به اونی که دوسش داره برسه