پارت بیست و پنجم :

وقتی خندید، احساس کردم توی خنده هاش غرق شدم و زمان از حرکت ایستاد... چشماش حالت خیلی قشنگی پیدا می کردن وقتی می خندید.
موهاش مثل همیشه بود، جلوش رو یکم فر کرده بود...
نگاهی به تیپش انداختم؛ تیشرت سفید و شلوار جین آبی... مثل همیشه خوشتیپ!
یهو به خودم اومدم و اخمی کردم؛ چی داشتم می گفتم من؟ این چرت و پرتا چی ان؟ توی خنده هاش غرق شدم و کوفت و زهرمار؟

تا رسیدنمون به رستوران، یز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه بنده خدا

    5

    سلام آمنه جون عزیزم میشه اسم شخصیت هاشون مثلا بعضی هاشون رو آدم میدونه مثل هستار و هانا میدونم همشون بازیگران ترکیه هستن ولی میشه بقیه رو بگی مخصوصا دریا و علی 😂😂 و بقیه مرسیییییییییی

    ۵ سال پیش
  • دنیا

    2

    گلم همشون بازیگر ترکین هم یزدان هم علی و علی و دریا تو یه سریال با هم بازی کردن اسمشو الان یادم نیست

    ۵ سال پیش
  • مریم

    3

    علی و دریا تو سریال دکتر معجزه بازی کردن دلارام و روشنک و بازم دریا و هستیار تو سریال انتقام شیرین بازی کردن فقط یزدان رو نمی دونم و آهان هانا هم تو عشق اجاره ای بازی کرده

    ۵ سال پیش
  • یه بنده خدا

    0

    مرسییییییییی پیدا کردم هانا و هستیار و علی رو میدونستم بقیه رومرسی که گفتی

    ۵ سال پیش
  • مبینا

    1

    چقدر باحالن😂

    ۵ سال پیش
  • ترکان

    24

    درمورد پارت نظر نمیدم چون مث همیشه گل کاشتی! ولی بچها! من از بس تو روند رمان از دست دلارام حرص خوردم ی کمپین زدم:نه-به-دلارام😒😂

    ۵ سال پیش
  • عسل

    5

    واقعا از باقیمانده فصل ۲ هست یعنی بعد اونجا که میگن چینی اوردن و کریستال و اینا؟

    ۵ سال پیش
کپی شد!