پارت سی و یک :

امیر نبود اما صدای عاطفه رو از بالکن که با کاوه حرف می زد می شنیدم. 
_خودت میدونی عاشقتم کاوه، این دخترو ول کن منم امیرو ول می کنم 
قلبم از حرکت ایستاد
_واقعاً چقدر وقیحی تو چی فکر کردی در مورد من چهار ساله پیشم در مورد علاقت گفتی و من گفتم نه، 
من هیچ حسی به تو ندارم عاطفه، من عاشق المیرام. 
عاطفه با صدای جیغ مانندش گفت:
-این المیرا چی داره که همه عاشقش میشن؟ 
-منظورت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • هدیه

    1

    حسم میگه یه اتفاقی انگار برای کامیار افتاده 😔

    ۵ سال پیش
  • زینب

    8

    عاطفه واسه این ازامیربچه نمی خوادبخاطری که کاوه رودوست داره می خوادزندگی المیراروخراب کنه که خودش زن کاوه بشه بعداازش بچه داربشه

    ۵ سال پیش
  • مینو

    5

    افرین بهت زدی تو خال ...خیلیا به نویسنده گفتن چه نیاز بود به این کارا .اما نویسنده خودش فکر همه جاشو کرده بود😍💞برا همین عاطفه بچه دار نشد

    ۵ سال پیش
  • ح

    5

    خدااین زن لعنتش کنه چرا می خواد المیرا رو بدبخت کنه خودش عاشق کاوه هست می خواد خودش با کاوه باسه

    ۵ سال پیش
  • هیفاء

    4

    ای بابا چی شد یعنی المیرا کاوه روهم ازدست میده

    ۵ سال پیش
  • ناری

    7

    خدالعنتون کنه بدبخت المیرا بخدا این رمان اکه پایانش تلخ باسخ من یکی که کلا نبود میشم المیرا حق یه زندگی خوب رو داره چرا اینقدر بایر غداب بکشه

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️