پارت سیزده :
پسرا هم بعضیا می رقصیدن و بعضیا به تماشا نشسته بودن... یه گوشه از اونجا هم یه مرد بود که دورش چند تا دختر جمع شده بود.
برگشتم به طرف پسره که پشتم بود و گفتم:
- کو اون آقا که برای ثبت نام باید برم پیشش؟
پسره خنده بلندی کرد.
- ثبت نام چی خانوم؟
- وا! کلاس رقص دیگه!
- برو بابا تو دیگه خیلی قاطی هستی، لباسات رو می تونی تو اون اتاق عوض کنی.
این رو گفت و ازم دور شد... یهو یه آهنگ پخش
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Ghazal
2عالیییییییییییییی بود کیف کردم😂😂
۵ سال پیشZahra
7ب قول علی چ بزهوشه،🤣
۵ سال پیشNarges
2عالی بود♥✨💋
۵ سال پیش(،)(ویرگول)
6وایییی خدایا این رمن طنز ترین رمان عمرمه عالی بود😊😊💖💖💖💖💖💖💖💖💞💞💞💞💞💞💞💞💞
۵ سال پیشDayana
7به قول یه بزرگوار آدم با *** لب بگیره ولی جو نگیره 😂😂
۵ سال پیش.
5جررررررر
۵ سال پیش...
11دریا عشقققققققققققققققه 💜کسی رو دریا حرفی نزنه لطفاََ🙏
۵ سال پیش
10دریا یه تختش کمه😂😂
۵ سال پیشی ادم بیکار
12مواظب بچه هامون باش😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیش__♡ftm♡__
16اینجاست ک میگن آدمو برق بگیره ولی جو نگیره😂
۵ سال پیش---
2نچ از دریا و هانا خوشم نمیاد، دریا خله و هانا همش سرش تو کار بقیه اس. روشنک بیش تر از بقیه به نظر عقل داره
۵ سال پیش؟؟
29این دریا هم مثل مهدیس تو رمان مدیر معاون خل وضع.اخه بچت کجا بود.دیگه زیادی جو می دی.ولی خیلی باحاله
۵ سال پیش
9جرررررر
۵ سال پیشفرناز
23وایییی خدا این دریا خیلی خوبه پارم😂😂😂😂
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطی
0خفه شو ما بچه نداریم😐😂😂😂