پارت بیست و پنجم :

اولین چیزی که نگاهم رویش نشست، عینکش بود که مانع دیدن چشم‌هایش می‌شد.
گیج نگاهم را بین دستش که کمی عقب برده شده بود و خودش گرداندم. قد بلندی داشت و باید سر بالا می‌کردم.
با سر اشاره‌ای به دستش کرد.
مژه‌های خیس از اشکم، کمی دیدم را در گوشه چشم تار کرده بود.
با همان گیجی و صدای گرفته گفتم: این چیه؟
دستش را بالاتر برد و دستمال را مقابل صورتم گرفت.
- به نظر می‌رسه دستمال با

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • جانا

    0

    با این سیلی که زد دلم خنک شد

    ۴ سال پیش
  • رائیتی

    25

    چرا من فکر میکردم میخواد بی هوشش کنه!؟ و ببردش پیش عرشیا (فانتزی زده بودم حتما😐) خیلی منگلم نه؟ خب اگه میبردش پیش عرشیا میفهمید زندس به پلیسا میگفت😐😕

    ۵ سال پیش
  • ---

    15

    شما دیگه بیش تر از سروه تو انکاری:))) به جون جدت عرشیا مرده، بپذیر و باش کنار بیا توروخدا........چون به نظرم اگه زنده باشه مسخرس

    ۵ سال پیش
  • رائیتی

    15

    خودمم تکلیفم با خودم معلوم نیست یک پارت قبل تر(میگم مرده) یک پارت جلوتر (میگم زندس) پارت بعد میگم(دارم باور میکنم مرده) 😐😶😂

    ۵ سال پیش
  • S

    7

    😂

    ۵ سال پیش
  • نیایش

    11

    خب چرا پس عکسش هست؟ اگه شخصیت اصلی نیست خب پس عکس خود شخصیت اصلی کجاست؟

    ۵ سال پیش
  • .

    10

    اره اگه زنده نبود یا این یارو خالکوبیه نقشش پر رنگ بود عکسه اونم میزدن ولی عکسه عرشیا هست پس نقششم پرنگع

    ۵ سال پیش
  • ستیا

    1

    چه ربطی داره قرار نیست که به همین زودی بیاد شخصیت اصلی که شاید در آینده میاد رو الان رو کنه

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    0

    عکس گذاشتن عرشیا اصلا ربطی به نقش اصلی بودن نداره به هر حال سروه اونو دوست داشته پس معلومه نویسنده عکسشو میزاره

    ۴ سال پیش
  • ☆

    0

    کاش عکس سعید هم میزاشتین

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    2

    خوب من میگم تتوی مرده ممکنه ارم یا نشونی باشه که مشکوک باشه و یا ممکنه شغلش که داروسازه یه کمکی بکنه و گرنه اون تتو اصن به شغلش نمیخوره از اون ور میگم دوست عرشیا سعید نقش مهمی تو قتل عرشیا داره

    ۵ سال پیش
  • Saghi0306

    3

    واییییییییییی خوب کاری کرد زنگ بیشتر میزد اون بیشعورو

    ۵ سال پیش
  • ساغر

    9

    هر شخصیتی از راه میرسه دو کلوم با سروه حرف میزنه میگین عاشق هم میشنن؟

    ۵ سال پیش
  • سیتا

    8

    اهووو اهووو از خالکوبی مثلثی و مارکوچک وسط مثلث رسیدم به داروساز 🤔🤔

    ۵ سال پیش
  • Hesel

    10

    با ورود شخصیت جدید متاسفانه مطمئن شدم عرشیا مرده 😢 و فکر میکنم سروه و این آقای داروساز عاشق هم بشن

    ۵ سال پیش
  • ...

    14

    اوففف دلم خنک شد خوب زدش 😤

    ۵ سال پیش
  • ....

    16

    دمت گرم کراش جدید برامون آوردی 🤣❤

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    14

    داروسازچه ربط داره باباخانم آبدارعجب هوش کنکاش دارید👏

    ۵ سال پیش
  • M

    22

    یعنی اون مرده کجای داستانه 🤔

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️