پارت چهل و چهارم :

نفسش را به شدت بیرون داد و رو به روی آینه کنار در ایستاد و دستی به موهایش کشید و راست و ریستشان کرد.
هر چه که باید می گفت را در ذهنش آماده کرده بود و لحظه شماری می کرد برای دیدن آن ها!
کنار در سیروس را صدا زد که دوان دوان به سمتش آمد.
- جانم آقا؟
اشاره ای به ماشین کرد.
- بیا سوار شو میریم روستای پایین.
همزمان خودش در صندلی کمک راننده را باز کرده و نشست. سیروس دستمالی که در

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Felani

    5

    ببخشید ببخشید مصطفی بابای ویاناس

    ۶ سال پیش
  • ...

    6

    اصلا پارت جالبی نبود من اصلا ازش هیچی نفهمیدم کاش زودتر دوباره به حالت اول شخص برگرده😇😬😐

    ۵ سال پیش
  • M.S

    12

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • Felani

    2

    مصطفی که بابای اویزع

    ۶ سال پیش
  • سید مهدی شجاعی

    9

    فقط کاش زود زود پارت بزارین چون الان یه خورده نامفهومه ادم دلش میخواد زود بفهمه بعدش چی میشه💕💕💕 رمانتون عالیه خانم ابدار😍

    ۶ سال پیش
  • Azin

    16

    واقعاً خانم آبدار رمانتون حرف نداره👌🏻🌹خیلی عالیه در حین اینکه طنزه جدی هم هست و مشکلای جامعه رو نشون دادین❤️تا حدی ک نویسنده های عزیز دیگه هم دارن میخونن و مثل ما میگن پارت ها رو طولانی تر کنید😂😂

    ۶ سال پیش
  • یه بنده خدا

    3

    باقر عجب آدم جلبک و ترسوییه

    ۶ سال پیش
  • ب ط چ

    19

    میگماااا نگین بابای آویز این باقرخان😐 یا نه باقرخان بابای آویزو کشته 😐 چرا انقدر پارتاتون کوتاهه چرا 😐😐😐

    ۶ سال پیش
  • farzan

    19

    کسی کسیو نکشته صبر کن عزیز میفهمی بلاخره

    ۶ سال پیش
  • من منم

    5

    مرسی ک منو به صبر دعوت میکنین 🙂😐

    ۶ سال پیش
  • .....

    5

    رمان جذاب و عالیه .و اینکه میتونه مشکلات جامعه رو بروز بده خیلی خوبه . لطفا خواهشا تعداد *** ها رو افزایش بدید . ممنون میشم😘🙇🙏

    ۶ سال پیش
  • منم:/

    6

    خوبه فقط خانوم آبدار من خودم چند بار گفتم و خیلیای دیگه هم گفتن که خیلی کم پارت میزارین اگه میشه یکم توجه کنین به نظرات ممنون

    ۶ سال پیش
  • گلی❤آریسان

    9

    اووف فقط میتونم بگم باید صبور بود تا قسمتای بهترش🙁

    ۶ سال پیش
  • سوگند

    4

    ممنون خانم آبدار ♥

    ۶ سال پیش
  • ریحان

    8

    وااااااااااااای عالی شده تازه رسیدیم به جاهای حساس رمان واقعا ممنون از رمان خوبتون خانم ابدار انشالله توی همه ی کاراتون موفق باشید💕💕💕💝💝💝💝💗✌😍😘😘😘

    ۶ سال پیش
  • نهال

    10

    عالی چه خوب رفتیم به گذشته های اربابی و رعیتی من عاشق این طور رمانام از نظر من مجارای شگفت انگیزی پیش رو داریم منتظر پارت بعدیتون هستیم 😘😍

    ۶ سال پیش
  • Azin

    18

    رمانتون عالیه ولی اگه میشه لطفاً پارت ها رو طولانی بزارید یا حداقل روزی 2 تا پارت بزارید🌹😁🌹رمانم داره کم کم جالب میشه کنجکاوم بقیه شو بخونم بدونم چیشد

    ۶ سال پیش
  • حنان۶

    15

    عالی مثله همیشه لطفا لطفا اگه میشه پارت رو یکم بیشتر کنید یااینکه روزانه یه پارت دیگه هم بزارید ممنونم

    ۶ سال پیش
  • بهنود

    13

    اگه کم بودن و دیر گذاشتن پارت هارو در نظر نگیریم عالیهههههه💎💎💎💎💎💎💎

    ۶ سال پیش
کپی شد!