پارت شصت و یک :
شیشم خواست بلند شود. زخمهای بدنش در حال خوب شدن بود اما از نظر روحی گاندروج او را ناتوان کرده بود. ردایش را روی شانهاش انداختم و با گرفتن بازویش کمکش کردم سر پا بایستد. گفت:- فردا من هم با تو به گپار میآیم.
با نگرانی گفتم:- مگر نباید تا وقتی که به گاندروج مسلط میشوی در دژآسود بمانی؟
در جوابم گفت:- فقط برای چند روز به گپار میآیم و دوباره بازمیگردم.
خیالم راحت شد که او
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Somi
0وای چه پارت هیجانی 😍😍و استرس آوری خدا کنه درمنه بتونه فرار کنه 😢😢😢
۲ سال پیشdokhtar.sheytoon
8حس مینم شیشم پسر زریر نیست
۵ سال پیشثنا
7خداکنه شیشم عاشق درمنه نشه... فق درآینده هوا درمنه رو داشته باشه.....
۵ سال پیش---
12نویسنده ی رمان تخیل و سواد خیلی خوبی داره
۵ سال پیشناهید
4مثل همیشه عااااااالی بود👍
۵ سال پیشتنها
8با این پارت قلبم اومد تو دهنم کاش درمنه فرار کنه حس بدی دارم
۵ سال پیشمهرناز
15به نظرم شیشم هم مث درمنه تسخیر شده و ا(انم عاشق درمنه شده به خاطر اینکه اون موقع گف بیا کمکم کن تا راه برم ولی حالش خوب بود
۵ سال پیش;-)
11اونجا بهش گفت بیا کمک چون میخواس گوشش گاز بگیره دلیل نشد بگیم عاشقش شده همیشه اینجوری درمنه رو اذیت میکرد
۵ سال پیششیشم
8این شیشم هم ترسناک شد یهو ولی کاش شیشم عاشق درمنه بشه
۵ سال پیشبنده خدا
11من که فکر میکنم شیشم عاشق درمنه شده امیدوارم دوباره اتفاقی نیفته😔😭
۵ سال پیشمدی
12چرا حس میکنم یه حس علاقه خواهرانه به هم دارن؟
۵ سال پیشآرام
7من میگم همین پسر بچه و مامانش کمک میکنن درمنه فرا ر کنه
۵ سال پیش*&*
6ببخشید خانم نعیمی شما کانال *** مدارید؟
۵ سال پیشرائیتی
9وای من مطمئنم شیشم شک کرده😑
۵ سال پیش،
12چرا شیشم یهو ترسناک شد
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Somi
0وای چه پارت هیجانی 😍😍و استرس آوری خدا کنه درمنه بتونه فرار کنه 😢😢😢