پارت صد و دوم :
ساعتی بعد مقابل درب کوچک قهوهای رنگی در یکی از محلههای شلوغ پایینشهر ایستاده بود و زنگ را فشرد. صدایی زمخت و گرفتهی زنی از حیاط به گوش رسید. نیهان این صداهای زنانه که با دود اعتیاد لطافتشان را باخته و خشن و خمار شده بودند را خوب میشناخت. درب باز شد و نگاه متحیرش به ویدا ثابت ماند. چشمهایش گود افتاده و گونههایش از شدت لاغری بیرون زده بود. با اینکه سن و سال خودش بود اما به چهره
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
رماننننن
10ستاره اگه برگرده وخبرفوت سدراوتحت تعقیب بودن نیهان وبرگشت رامین و کشته شدن سدرا به دست رامین و گذشته نیمابدونه نابود میشه همون جاتوروستا بمونه بهتره خداکنه نیهان بابهش خبر بده با یه شماره و تلفن دیگه
۵ سال پیشزهرا
3بچه ها یه بخش بود (رمان اولی ها) برای شما هم بالا نمیاد؟ اصن چرا بالا نمیاد ؟
۵ سال پیش*♡~دلوان~♡*
4سلام نگار جون ، شما تو بخش آفلاین این برنامه هم رمان دارید؟اسمش چیه؟
۵ سال پیش
صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان
سلام عزیزم، بله رمان های در حصار گذشته، طعم تلخ زندگی و خواهرخوانده رو توی همین برنامه در بخش آفلاین دارم
۵ سال پیشاریل
8حداقل ستاره بره تهران یه چیزایی بدونه والا خیلی خیلی قاطیه اما قشنگ دلم برای حسام کباب شد
۵ سال پیش__♡ftm♡__
17نویسنده لطفا بد بیاریشونو تمو کن دیگ بسه😪♥
۵ سال پیشدخترام دنیای منن
16وای دیگه چقدر بد بیاری 🥺🥺🥺🥺کاشکی زود بفهمیم چی میشه آخرش 😭😭😭😭
۵ سال پیش.
12وااااای بنویس تموم شه دیگه خیلی زد حال میخورم وقتی نصفه میمونه😒😓😌
۵ سال پیشنعنا
10غمم گرفت توروخدا تموم کن دیگه🥺🚶🏻 ♀️
۵ سال پیشKimi
12خداکنه بیگناه نیهان و نیما ثابت بشه ب نظرم ستاره وقتی بیاد تهران خبرای خوبی میشنوه ب نظرم داره کم کم روزای خوبشون میاد دمت گرم نگار جون مث همیشه عالی بود ❤
۵ سال پیشAzadeh
20😭😭 نگار جون حالم بده زود تموم کن این هجران یار رو، 😭😭 آقا دیگه منم همپای اون چهارتا عاشق دارم غصه میخورم کاش زودتر روزای خوبشون بیاد
۵ سال پیشنیایش
14اوف من دیگه جای اینا خسته شدم از این همه مشکل
۵ سال پیشرزا
19خدا کنه بی گناهیه نیهان و نیما معلوم بشه همه چی ختم بخیر بشه ایشالله
۵ سال پیشبدبخت
9هی خدا پف من حرفم نمیاد💔🚶 ♀️🚶 ♀️
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

یگانه
1اخ که منم دلم گرفت🤦 ♀️کاشکی زودتر تموم بشه روزای بدشون