پارت نود و هفتم :

 نیهان لحظه‌ای سکوت کرد و مات‌زده پرسید:
- بیبی چک واسه چی؟
- ‌فکر کنم حامله‌ام! پریود نشدم، حالمم بهم می‌خوره.
صدای مضطرب و متحیر نیهان به گوشش رسید و می‌توانست حرص خوردنش را تصور کند که چطور دندان می‌ساید.
- چرا مواظب نبودی دختر؟! 
- حالا تو پاشو بیا... این‌جا حرف می‌زنیم. 
در جواب تأیید نیهان، خداحافظی کرد و تماس را قطع کرد. بی‌تاب و بی‌قرار وسط اتاق قدم می‌زد و ف

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یگانه

    4

    وای خدااااا من ذوق نی نی دارن

    ۵ سال پیش
  • برو بابا

    7

    چه سم جدیدی اومده همه نظرا رو منفی میده؟😂😂🙌🚶 ♀️

    ۵ سال پیش
  • Mm

    19

    این هیتره.. کوری چشم بدخواه های نویسنده، همه طرفدارا لایک کنن ببینیم چند نفریم😍😍🤩

    ۵ سال پیش
  • رماننننن

    8

    وایییییی اگه سجاد به نیما بگه ستاره ترکت کرده که احتمال داره بگه نیما از باور کنه بعد ستاره با یه بچه بیاد چییی؟ جواب کی بده خداکنه نیهان خبر حامله *** به آلما بگه آلما هم به نیما تا بفهمه بچه خودشه😞

    ۵ سال پیش
  • رینب

    3

    نظرمنم حذف کردن

    ۵ سال پیش
  • ریحان

    10

    ببینین شاید وقتی ستاره فرار کرد سجاد و سدرا به دروغ به نیما بگن ستاره ترکت کرد 😕😕😕

    ۵ سال پیش
  • ?دختر کوهستان?

    12

    وایییییی همه چی قمردرعقرب شده امیدوارم ستاره ونیما دور نشن ازهم 🤲🤲

    ۵ سال پیش
  • گوگولی

    12

    عالیه وووییی نیهان ازدستت لباس کار😂😂😂من میگم نمیفهمه سدراوسجاد مرد انقدرتیزنیست ک بفهمه وویی مگه اینا رابطه داشتن فقط دستش رفت زیرلباس ستاره،ستاره حالش بدشد کی اتفاق افتاد خداعالمه😐وایی عضوجدید😍

    ۵ سال پیش
  • S...

    14

    شب بود... ستاره بی لباس... بوسه... بغل... دیگه واقعا چطور میشه بچه دار شد؟؟😅

    ۵ سال پیش
  • دخترام دنیایمنن

    14

    🙊🙉🙈 وای اگه نیما بفهمه چ عشقی میکنه نینی دارن ولی باید ب نیما بگه اصلا چرا کامل نمیشه این رمان مث آدم بشینم بدون استرس بخونم ☹☹☹

    ۵ سال پیش
  • زینب

    7

    فقط سجاد.سدرانفهمن که ستاره حامله هست اگه بفهمندبچه روسقط می کنن

    ۵ سال پیش
  • فادیا

    4

    خخخ لباس کار ،من فکر میکردم این اصطلاح شوهر منع فکر نمی کردم همگانی باشه

    ۵ سال پیش
  • Azadeh

    11

    عاشق نیهانم راست میگه خب مگه عهد قجره🤣🤣فقط همون «لباس کاری» گفتنش منو کشته آخه «لباس کار»🤣🤣🤣 جان من فقط آخرش بهم برسن😉 آخه لباس کار🤣🤣تا فردا هر وقت یادم بیاد میخندم خخخخ

    ۵ سال پیش
  • Azadeh

    16

    ممنون نگار جون امیدوارم ستاره اتفاق بدی براش نیوفته، ولی تو این رمان همشون از عشقشون دور موندند، ستاره و نیما ، پارمیس از نیما، آلما و کامبیز، خخخخ میگه فرار ننه ما بد آموزی داشته واسه بچه😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • Roya

    19

    بهترین تصمیمی که ستاره میتونست بگیره واقعا همین بود مرسی نگارجون

    ۵ سال پیش
  • ساغر

    17

    نویسنده جون رمانت عالیه ولی پارتا رو بیشتر کن انطاف نیس ۲۴ ساعت کنجکاوی کنیم اخرش یه پارت ۱۰ خطی بخونیم😭😔

    ۵ سال پیش
  • Sanaz

    22

    من منتظر روز دادگاهم ببینم کامبیز چی میخواد بگه🧐.ممنون نگار جون مثل همیشه عالی👌🌺.

    ۵ سال پیش
کپی شد!