پارت نود و یک :

نیهان رنجور و دلگیر سمت اتاقش رفت و خیلی زود در ساده‌ترین شکل ممکن آماده شد. شال روی سرش انداخت و با برداشتن کیف از اتاق بیرون آمد. پوزخندی روی لب نشاند و کنایه‌آمیز رو به حسام گفت:
- لعیا رفت، دیگه خوشحال باش که خطری تهدیدم نمی‌کنه. سوئیچ ماشینم رو بده تا از فردا خودم هرجا خواستم برم. چند ماه هرجا رفتم یکی‌و دنبالم فرستادی! 
حسام از جا برخاست و همانطور که کت را روی شانه‌هایش مرتب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • fati84

    4

    طنین که میبینه دستش جایی بند نیس برا سوزوندن پارمیس میرع همه چیرو به نیما و بقیه میگه که زیر سر پارمیس بود و بنظرم این یه اتفاق خوب میتونه باشع و حتی میترا و سدرا رو هم دوبارع بهم برسونه🙂

    ۵ سال پیش
  • A

    19

    به نظرم این فصل اول و دوم این رمان اگه فیلم یا سریال می شد خیلی قشنگ بود و صد درصد مخاطب های زیادی داشت

    ۵ سال پیش
  • Az

    15

    آره سریال قشنگی میشد البته اگه تو ایران ساخته نشه چون با این همه سانسور تو ایران دیگه نمیشه اون چیزی که باید بشه، باور کن خخخخخ

    ۵ سال پیش
  • Zohre?

    15

    این پارمیسم عجوبه ایه هااا... آی طنین خاااک تو گورت عجبت شد دلم خنک شد😂😂

    ۵ سال پیش
  • نگار

    5

    وای کی دوباره پارت میزاری نگار جون من که تو خماری موندم

    ۵ سال پیش
  • زینب

    10

    بنظرتون نیمابفهمه پارمیس می خوادزنگیش خراب کنه چکارمی کنه اگه بابای نیماوگوهرفهمیدن زندگی نیماخراب میشه اگه رامین بیادبدترمیشه

    ۵ سال پیش
  • M

    12

    پارمیس عوضی 😑بهتر حقته طنین خانوم حالا دستتو بردار تا نسوزه زمین بدجوری گرده

    ۵ سال پیش
  • ؟

    6

    وایی ننههه چیشد خداا اوف

    ۵ سال پیش
  • S

    12

    بله دیگه طنین خانم 🤭همش بر علیه خودت شد اواسط این پارت که میخوندم حدس زدم که پارمیس می خواد چیکار کنه آخه کی چک سفید امضا میده به یکی دیگه

    ۵ سال پیش
  • Mari

    15

    پارمیس چقد بدبخته ک میخوادبا خراب کردن زندگی یکی دیگ خودش ارامش داشته باش

    ۵ سال پیش
  • نعنا

    15

    نیکزاد بدتر از اینا حقش بوددددد

    ۵ سال پیش
  • زینب

    19

    میگن چوب خداصدانداره سره طنین اومدبگوطمع کردی پول حقوقت داخل شرکت می گرفتی کافیت بودپارمیسم چوبش می خوره

    ۵ سال پیش
  • دخترام دنیای منن

    14

    از هر دست بدی از همون دست هم پس میگیری واویلا نیکزادیعنی رفتی قاطی باقالیا آقا من ب خدا میمیرم تا این داستان تموم شه ستاره ی بد شانسی من الهی پارمیس سقط شی من طاقت ندارم ب خدا ستاره گناه داره 😔😔😔😔

    ۵ سال پیش
  • Azadeh

    22

    پارمیس عجب موزماریه طنین رو هم بازی داد😅😅 البته که طنین حقش بود😅 نگار جون دست طلا هم ادبیات داستان غنیه هم ذهنت خلاقه، دست مریزاد

    ۵ سال پیش
  • مفتش

    25

    واقعا خاک بر سر طنین پارمیس خوب ازش سو استفاده کرد

    ۵ سال پیش
  • رزا

    21

    واقعا برا پارمیس متاسفم حاضر به خاطره خودش زندگیه پسر عمه و یک دختر بیچاره رو خراب کنه

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!