پارت هشتاد و ششم :
جو مهمانی سنگین بود و ستاره بیشتر لحظات خودش را در آشپزخانه مشغول میکرد. گاه گداری صدای خنده از سالن به گوش میرسید که آن هم به خاطر شوخیهای نیهان و حسام با حامد و الهه بود. ساعتی بعد از شام، سجاد و ریحانه به قصد رفتن از جا برخاستند و ریحانه رو به دخترش لب باز کرد:
- ستارهجان امشب نمیای خونه؟
ستاره نگاهی گذرا به نیهان و الهه که کنار هم ایستاده بودند انداخت و رو به مادرش گفت:
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
..
5به نظر من پدر ستاره هر بدی که در حق دخترش کرده باشه اما این حرف هاش کاملا عاقلانس. و درست میگه. من نمیدونم چرا شما چنین حرف هایی میزنین انگار ما اروپا بزرگ شدیم. و توقع بوسه و... را قبل از عقد دارین
۵ سال پیشAz
4منم باهات موافقم به نظرم این خواننده هایی که این نظرات رو میدم هنوز با واقعیت های جامعه آشنا نشدن و بچه اند اگه ستاره حامله بشه وقبل عقد اتفاقی برای نیما بیوفته خونواده نیما ستاره رو رها میکنن
۵ سال پیشNages
4منم موافقم که اینجا یه مشکلی پیش میاد مثلا اسم رمان مهجور عشق از اونجایی که من میدونم مهجور یه چیزی تو مایه های هجرت کشیده یا ترک شدست پس باید یه اتفاقی بیفته
۵ سال پیش...
15من حس میکنم حدسای بابای ستاره درست در بیاد و نیما حالا شاید جا بزنه و ستاره این وسط باز گول سادگیش و بخوره یعنی مثلا پارمیس موضوع رو میفهمه و وقتی فاش شد نیما مجبور میشه جا بزنه و با پارمیس نامزد کنه
۵ سال پیشمن
7منم همین حس رو دارم نیما عاشقه ولی زمونه و آدماش نمیذارن پای عشقش بمونه بازم ستاره است که ضربه میخوره
۵ سال پیشدخترام دنیای منن
4وای جیگر صفورای باحالو برم 👏ولی امان از دست سدرای نمک نشناس آخه اگه سدرا و سجاد اگه پشت دخترک باشن که هیچ کسی نمیتونه دهنشوباز کنه کاشکی نیکزاد نیاد لیز بخوره پاش بشکنه😁 انقدر حرص نخورم کرونا بگیره
۵ سال پیشرها
6جرا جای حساسش تموم شد😩🥺
۵ سال پیشزینب
13ای من سراین رماناحرص می خورم بخصوص این رمان ویه رمان دیگر
۵ سال پیشAzadeh
14منم زیاد حرص میخورم خدایی از دست همه شخصیت ها، البته با نیهان حال میکنم😅😅
۵ سال پیشزینی
11حرصم فقط ازسجاد.سدرامیشه بگومرتیکه حسابی بگوبزاردخترت بیادخونه بع شروع کن حالاواسه ماشده بابای نمونه میگه سناره شناسنامش سفیده اخه به توچه بزغاله به حساب باباشی بایدپشت پناهش باشی نه دشمنش
۵ سال پیشAzadeh
18اتفاقا بابای ستاره خیلی هم عاقلانه حرف زده اینقدر هستن که ادعای عاشقی کردند و زود سر یه چیز مسخره جا زدند، بابای ستاره میخواد بابای نیما به هدفش نرسه
۵ سال پیشاسرا
14واقعااین چه خانواده ستاره داره؟
۵ سال پیشZohre?
15وااای ای جریان سماور خیلی مهمه 😂😂مادرشوهرم هرموقع جایی میره قبلش گوشزد میکنه حواست باشه خشک نشه😂
۵ سال پیشزینب
7به این میگن بابایابرادربگومرتیکه حسابی خودت پشت دخترت باش نه مردی که فقط دخترت *** کرده پشت پناهشه دیگه سدرا.سجادشورش دراوردن
۵ سال پیشچشانا
18یه حسی بهم میگه ستاره سادگی میکنه همه چی و قبل از عروسیش با نیمابه اون منشی میگه .....😬🙄😬البت خدا نکنه دور از جونشون این حس مزخرف یقه مو گرفته ول نمیکنه🤦🏻
۵ سال پیشرماننننن
21وایییییی😠😠😠 وایییییییییییییی😠 باز این سدرا و سجاد شروع کردنننن وایییییی 😡😡😠😠😠😠😠😠باز خوبه که ستاره صفورا خانوم و نیما رو داره 😌
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
رقیه
7احساس میکنم یه اتفاق بد در راهه😕