پارت سی و نهم :

هول زده و با وحشت، خم شدم و پشت برده‌ها خودم را مخفی کردم. اگر من را می‌دید رحم نمی‌کرد و بلافاصله من را می‌کشت. نفس نفس زدم و نمی‌دانستم چه کنم. صورت خودم را درون گودالِ کوچک آبی نگاه کردم. کمی گِل برداشتم و تند‌تند به سر و صورتم کشیدم. در میان گل و لای دستم به یک شی فلزی خورد. آن را نگاه کردم، یک میخ طویله‌ی شکسته بود. میان مشتم نگه‌اش داشتم و با ترس از گوشه‌ی چشم شیشم را زیر نظر گرفتم. Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Sanaz

    10

    یه چیزی بگم بچه ها به نظرم شاهزاده زادان از همن اول عاشق آفره شده بود ولی چون آفره برده بود نمی تونست باهاش ازدواج کنه ومجبور شد ازدواج با درمنه رو قبول کنه🧐🤔

    ۵ سال پیش
  • رائیتی

    26

    آفره احمق 😡همش تقصیراونه با اون برادر تحفه اش

    ۵ سال پیش
  • ???

    14

    بابا چرا انقدر نظر منفی به افره میدید رمانه واقعی که نیست .خب برادرشه شاید گرزه مار نیشش زده باشه شما جای افره بودید برادر کوچیکتون رو وسط جنگ ول نمیکردیدکه. بالاخره درمنه هم باید رو پای خودش وایمیساد

    ۵ سال پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    موافقم. آفره دختر عاقلیه ولی پای خانواده اش که وسط بیاد اون هم مثل هر آدمی احساسی عمل می کنه و نمی دونست که این اتفاق برای درمنه میفته

    ۵ سال پیش
  • م

    3

    پس چرا منم که این نظرو دادم این همه رای منفی دادین😐

    ۵ سال پیش
  • مسیح

    6

    خب اولین رمان از خانم نعیمی رو دارم میخونم تا اینجا ک خیلی خوب بوده هم اطلاعات هم شخصیت ها و روند داستان... 👌🏻💛

    ۵ سال پیش
  • شیشم

    11

    پودر گلنار دیگه چیه ؟چه جور دارویی هست یا بهتره بگم سم !؟

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    10

    گلنار یا اسم دیگش گل انار نوعی گله که اگه بخوریش این اتفاق ها میفته

    ۵ سال پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    سم نیست. گل انارِ نر که خواص دارویی زیادی از جمله بهبود زخم داره همونطور که درمنه روی جای شلاق ریخت. اما مصرف زیادش باعث فشار، استفراغ و حتی کوری میشه

    ۵ سال پیش
  • اسما

    17

    اطلاعاتتون عالیه👌

    ۵ سال پیش
  • مریم

    11

    واقعا میتونم بگم از بهترین رمان هایی یه که خوندم اما خوب باید ببینیم پایانش چی میشه نویسنده جان شما اطلاعات زیادی دارید لطفا هر چقدر میتونید داخل رمان ازین اطلاعات استفاده کنید

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    6

    حس خوبی ندارم به اتفاقی که میخواد بیوفته

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    13

    خوبه درمنه داره باهوش میشه خوبه که خواندن یاد گرفت وخواص داروها .این نشون میده چقدر علم خوبه.چقدر فلسفی حرف زدم😂

    ۵ سال پیش
  • ...

    9

    از اولشم باهوش بوده فرصت شکوفایی نداشته آفره هم بهش گفته بود

    ۵ سال پیش
  • فاطی

    8

    مثل همیشه عاااااالی😍😍😍😍 خانم نعیمی شما رمان های تخیلی دیگه ای هم نوشتید؟

    ۵ سال پیش
  • ???

    8

    وای الان درمنه و اون دختره رو چی کار میکنن؟ تا پارت جدید نمیتونم صبر کنم 😆

    ۵ سال پیش
  • Sanaz

    13

    بدبختی پشت بدبختی😵یه لحظه فکر کردم درمنه بامیخ صورت خودش رو زخمی کنه😳 خدایا کمکش کن.

    ۵ سال پیش
  • درسا

    16

    وای یعنی میخواد با درمنه و اون دختره چیکار کنه؟؟؟!!!! پوففف من ب جای درمنه داشتم حرص میخوردم بخاطر کار دختره

    ۵ سال پیش
  • گلین

    15

    آخ که از این پیرزنه بدم می اومد نزدیک بود زیبایی درمنه رو به باد بده با حرفاش ....ولی خوب درمنه هم دست مریزاد داره

    ۵ سال پیش
  • شیشم

    14

    عکس شخصیت زریر رو هم بذارین 😊

    ۵ سال پیش
  • Z

    17

    نننننننننننه😭😭😭😭😭😭😭😭من تا فردا تحمل ندارم 😭😭😭😭

    ۵ سال پیش
  • هانیه

    25

    باز خوبه عقلش رسید درمنه و تسلیم نشد

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️