پارت شصت و هشتم :

گوهر با حرص لب می‌جوید و عصبی میان سالن قدم می‌زد. آلما نیشخندی زد و با لودگی گفت:
- آخ‌جون خواستگاری! چی بپوشم حالا؟
دلش برای نیما سوخته بود و به عمد می‌خواست مادرش را کفری کند. بلکه آبی ریخته شود بر سوز دلش. موفق هم بود؛ گوهر خونش به جوش آمد و فریادش گوش‌های دخترک را کر کرد:
- ببند دهنت رو آلما! 
آلما چهره‌ای مظلومانه به خود گرفت و لب ورچید:
- وا مگه چی گفتم؟ خواهر دامادم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یگانه

    9

    واقعا متاستفم برای همچین آدمایی که بچه هاشون رو تحت فشار میزارن تا خواسته های خودشون برآورده بشه😑😶🤕🤒

    ۵ سال پیش
  • رز

    14

    گوهر خیر ندیده گور به گور بشه ایشالله ....من و باش ک میگفتم این رمان چرا همه ی نا مادریهاش انقد خوبن ..نگو این سلیته ای بیش نیست ...خداا تفاوت این گوهرو شریفه و و طوبی رو میبینم موخم سوت میکشه 😴😴

    ۵ سال پیش
  • ستی

    5

    واقعا متاسفم واسه همچین پدری گوهر که هیچ اون که دست نامادری سیندرلا و سفید برفی رو از پشت بسته از در دوستی وارد میشه و عین چی مغزشون رو شست و شو میده نیمای بدبخت الهی چی میکشن چه راهی جلوروشونه....

    ۵ سال پیش
  • دلوین

    6

    اگه از حرص محرومش نکردن کاش این گوهر و خشایار بمیرن یه ملت راحت شن من که میدونم این نیما بعدا میبخششون ولی خدایی اگه اون طوری شه دیگه این رمان رو نمیخونم

    ۵ سال پیش
  • ...

    10

    انقدر از گوهر بدم اون نامادریشه ، فکرکنم وقتی خشایار میخواست با گوهر ازدواج کنن سراینکه نیما با پارمیس ازدواج کنه ازدواج کردن توی این همه سالم الکی مهربونی کردن ، دلم برای نیما و ستاره میسوزه

    ۵ سال پیش
  • دنیا

    18

    از ادم های مثل گوهر و خشایار بدم میاد خیلی دوست دارم برعکس هرچی اینا میخوان اتفاق بیفته ضایع بشن که مطمعنن اتفاق میفته 💔😐

    ۵ سال پیش
  • روشن

    22

    😐😐😐یعنی اگ این دوتا شخصیت کنارم بودن الان با دندون تیکه تیکههه شون میکردممممم اخه ادم چقدررررر میتونه بد باشهههههههه

    ۵ سال پیش
  • رماننننن

    20

    معلومه گوهر عقده ی پول داره پدرش هم که نگم بهتره دست هرچی بی غیرته از پشت بسته تمام مدت که این پارت رو خوندم داشتم می پوکیدم چطور میتونن راجب بچشون اینطور فکرکنن معلوم نیست باباش چی تو فکرشه 😠😠

    ۵ سال پیش
  • نیها

    20

    خدا لعنت کنه همچین پدر و مادر ای رو😈😈😈شتر در خواب بیند پنبه دانه بشین که نیما ستاره رو ترک کنه😕😕😕

    ۵ سال پیش
  • راحله

    20

    خوش به حال نیما که همچین خواهری داره لاقل یکی هست تو خونه پشتیبانیش کنه

    ۵ سال پیش
  • Z

    20

    نیما هم خوب کاری کرد مستقل شد ذات گوهر و خشایار رو فهمید ایشالا آما هم چیزایی که فمید رو به نیما میگه

    ۵ سال پیش
  • Z

    22

    وااای از حرص دارم میپوکم فک می کردم گوهر زن بابای خوبیه نگو یه عجوزه اس تازه انتظار داشتم پدر نیما ازش حمایت کنه نگو از گوهرم بد تره

    ۵ سال پیش
  • Azadeh

    19

    نمی دونم باقی ماجرا چی میشه ولی نگار جون امیدوارم نیما کم نیاره و حداقل خونواده ستاره پشتش باشن میشه؟؟😅😅😅

    ۵ سال پیش
  • Z

    20

    من دارم از حرص منفجر میشم تو رو خدا یکی این گوهر آشغال (مث پسراش) و اون خشایار بی غیرت رو بیاره من اینا رو رگبار بزنم باهاشون کار ندارم زنیکه و مرتیکه نفهم خوشتون میاد یکی با دخترتون اینکارو بکنه؟؟

    ۵ سال پیش
  • Z

    17

    البته از انسان های پست و بی شعور و نفهمی مث شما زیاد انتظار نمیره هوی کاسه داغ تر از آش که میخوای اون دختره تقلبی آرایشی بد صفت رو نیما قالب کنی پاتو از زندگیش بکش الاغ صفت ها خشمم هنوز فروکش نمیکن😡

    ۵ سال پیش
  • ArAmEsH

    21

    مرده شور خودتونو مال و اموالتون باهم ببرم عوضیا خواسته ی بچت مهمتره یا پول خاک تو سر همچین پدر مادرایی با همچین طرز فکری

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!