پارت شصت :
ستاره آنقدر ترسیده بود که توان هیچ حرف یا حرکتی را نداشت. قفسهی سینهاش از شدت نفسهای تند و هراسان بالا و پایین میرفت و با چشمهایی که هر آن میخواست از حدقه بیرون بزند، گنگ و ناباور برادرش را نگاه میکرد. لبهایش را باز و بسته کرد تا حرفی بزند که سدرا چنگ به بازویش انداخت و دخترک را به انتهای حمام و سمت وان هُل داد. ستاره تعادلش را از دست داد و روی سرامیکهای سخت و سرد حمام افتاد و
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
چشانا
14من 😭😭😢😢😢مخصوصا اونجا که گفت ستاره جاش تو آسمون نه تو زمین 😭🤧تازه من گفتم شاید میخواد بهش *** کنه 😖ای خدا ستاره چقد بدبخته
۵ سال پیشZohre
8وااااای لعنت بهت صدرا 😤😤
۵ سال پیشماهی
12اگه ی درصد احتمال داشت میترا برگرده با این کارش دیگه عمرا .....
۵ سال پیشMari
13بنظرم سدرا دیونه شده باید ببرنش تیمارستان،اخه کی کسی ک همخونشه رو میکشه هیچکی کنارش امنیت جانی نداره،بیچاره ستاره بعد این اتقاق چجوری میتونه کنار یه مرد زندگی کنه
۵ سال پیشNegari
10خدای من..
۵ سال پیشfifa
16هرچی فحش بدم ب این سدرای عوضی کمههههه اینو باید زنده زنده آتیشش زد بس که نمک به حروم و جنایت کاره، آخه حیوونم همچین کاری با هم خونش نمیکنه ک تو کردی نامرددد بی غیرت😏😡
۵ سال پیشfifa
16مرتیکه کثاااافت عملی کاش سنگ کوب کنی بمیری راحت شیم از دستت آخه آدمم انقد نفهم نوبره بخدااا، ینی اگ سدرا اینجا بود جوری میزدمش صدا *** بده آشغال ...اعصابمممم😡😠😡😑
۵ سال پیشZ
16حالم بهم خورد از سدرا میترا حق داشت ترکش کنه
۵ سال پیش№
23ن توروخدا مگه همچین چیزی ممکنه😶ینی چجوریاست با بی رحمی تمام تیغ کشید و دستشو گذاشت رو دهن ستاره خدای بزرگ 😐این دیگه کیه!
۵ سال پیشزهرا
23ستاره چقد بدبخته ک ن از بابا شانس آورد ن از داداش😑
۵ سال پیشAzadeh
10عالی بود مررررررررسی
۵ سال پیش.
15حیوان به تمام معنا
۵ سال پیش؟
24نمرده هنو نگران نباشین ینی مطمعنم نمرده داستان هنو کلی ماجرا داره سدراهم شورشو در اوردع البته مواد استفاده میکنه و کم تاثیرم نیستش
۵ سال پیشپری
17وایییییییییی بی صبرانه منتظر ****بعدی هستمممممم... دستت طلا نگار جونیییی😍😍♥
۵ سال پیشرماننننن
19حیف اسم برادر واسه سدرا آبروی هرچی برادر بود بردی خاااک برسرت 😧😱
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
ساغر
16کیا مثله من گریشون گرف😐😔