ویانا نیوز به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت دویست و بیست و نهم :
انگشت اشاره اش رو بلند کرد.
- همین مادر زن جانم، عمه کوکب! روی چشم من جا دارن تا وقتی که باعث کور شدنم نشن ولی با تموم اخلاقیات بدی که داره راضی به تغییر اونم نیستم! اخلاق ها و رفتار های خاصه که یه آدم رو متفاوت می کنه. الانم من اینجوری عاشق سارام، بخواد تغییر کنه من عاشق یه نفر دیگه ام که شبیه به سارایی که می خواستم نیست.
دستی به پشت گردنم کشیدم و یکم شال رو شل کردم.
- امیدوار
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
?
2اخییی منن غشش الهییی اویز چه مهلبونه😢😢😢❤❤
۵ سال پیشمری
21عقققق خیلی چرت شده دیگ باو الان دو قسمته که فقط اویز تو ماشین داره ب ویانا میگه چیکا کنه بابا یکم زودتر پیش برین حتما دو قسمت دیگه هم از ماشین پیاده میشه و میره تو خونه😑😒
۵ سال پیش.
13رمان در آخر که جمع بندی می شه خیلی خوب میشه، ولی اینجا که پارت گذاری میشه، 3روز هنوز تو راهیم، لطفا پارت ها رو طولانی بزارید، هر پارت یه چیزی بشه. ممنون
۵ سال پیشزهرا
10اتفاقا داره جالب می شه.عاشقانه هاشون واقعیه با ورود دوباره فریادوسوفیا جای هیجانی هم میرسه.از این رمان هایی که سریع عاشق میشن و سریع ازدواج میکنن نیست وهمین جالبش میکنه . دیانا نیوز بهترین رمانه .
۵ سال پیشزهرا
7البته منظورم ویانا ست . 😂 اینا کم کم ازدواج میکنن و بچه دار میشن . عجول نباشید بچه ها به اونجا ها خانم آبدار فکر کرده .
۵ سال پیشمریم
15نویسنده رمان داره خیلی چرت پیش میره بابا پس کی اینا عروسی میکنن دیگه اههههه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

...
2چقدر عکس شخصین ویانا زشته😑